پروفایل برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
نادر خرمی راد

نمایش اطلاعات 2

تو کارهامون نمودارهایی شبیه نمودار زیر رو زیاد می‌بینیم:

r2

به نظرتون نمودار بدی نیست؟ بهتر نیست نمودار به صورت زیر ارائه بشه؟

r2

نمودار اول دو مشکل داره:

  1. فاصله بین خط‌های راهنمای افقی خیلی کمه. این خط‌ها قراره راهنمایی باشن برای این‌که بشه ارتفاع میله‌ها رو با هم مقایسه کرد، ولی اگه تعدادشون زیاد باشه نه تنها راهنمایی نمی‌کنن، که خوانایی نمودار رو هم کم می‌کنن. همیشه باید فاصله مناسبی رو برای خطوط در نظر بگیرین و تو اکسل وارد کنین.
  2. رنگ‌ها اهمیت زیادی دارن، خیلی زیاد. هر رنگ و هر مقدار روشنایی از هر رنگ، به اندازه‌ای جلب توجه می‌کنه. هرچی عنصر پر رنگ‌تر باشه، بیشتر جلب توجه می‌کنه. این مسئله باید متناسب با عناصر نمایشی باشه. هر عنصری که اهمیت بیشتری داره باید با رنگی نمایش داده بشه که بیشتر جلب توجه می‌کنه. خط‌های راهنما اهمیتی کمتر از میله‌ها دارن، پس باید کمرنگ‌تر باشن. تو نمودار اول خط‌ها مشکی هستن، به همین خاطر توجه رو به خودشون جلب می‌کنن و بیننده نمی‌تونه به راحتی با نمودار ارتباط برقرار کنه. خط‌های راهنمای نمودار دوم از نظر میزان جلب توجه در حدی مناسب خودشون قرار گرفتن.

نمایش اطلاعات 1

می‌خوام بعد از این مطالبی در مورد شیوه‌های ارائه اطلاعات بنویسم، و این مجموعه مطالب رو با این پست شروع می‌کنم.

به نمودار زیر نگاه کنین:

r1

به نظرتون نمودار چه اشکالی داره؟

هر نمودار تصویری از اطلاعات ارائه می‌کنه و این نمودار هم نسبتی بین این سه مقدار رو تو ذهن تصویر می‌کنه. آیا این نسبت درسته؟ مثلا به نظر میاد که B بیشتر از دو برابر A باشه، ولی آیا همینطوره؟ نه، اینطور نیست. حداقل مقدار محور عمودی صفر نیست، 110 حداقل مقداره. به این خاطره که نسبت‌ها تو نمودار به هم خوردن. نمودار صحیح تو شکل زیر نشون داده شده:

r1

محور عمودی این نمودار از صفر شروع شده و به همین خاطر نسبت اطلاعات رو به درستی نشون می‌ده. نمودار اول غلط نیست، ولی به شدت گمراه کنندس؛ اطلاعات ارائه شده نباید گمراه کننده باشن.

وابسته نبودن تاخیر و انحراف پیشرفت

این رو دارم می‌نویسم، چون خیلی‌ها در موردش اشتباه می‌کنن.

فرض کنین پروژه‌ای صد روزه باشه، پیشرفت برنامه‌ریزی شده صد درصد باشه و 80٪ پیشرفت واقعی کرده باشیم. مقدار تاخیر چقدره؟ خیلی‌ها به این سوال جواب می‌دن که 20 روز. چنین جوابی اصلا درست نیست؛ در واقع هیچ رابطه مستقیم و ساده‌ای بین انحراف پیشرفت و تاخیر وجود نداره.

ممکنه پیشرفت واقعی بیشتر از برنامه‌ریزی باشه، ولی تاخیر داشته باشیم. این اتفاق زمانی می‌افته که فعالیت‌های بحرانی انجام نشده باشن، ولی مقدار زیادی از فعالیت‌های غیر بحرانی انجام شده باشن. معنیش هم اینه که وضعیت پروژه خوب نیست، چون انجام نشدن فعالیت‌های بحرانی باعث می‌شه که جبهه‌های کاری بسته بشه و به تدریج پیشرفت واقعی هم از پیشرفت برنامه‌ریزی شده عقب بیفته.

ممکنه پیشرفت واقعی کمتر از پیشرفت برنامه‌ریزی شده باشه، ولی تاخیری به وجود نیومده باشه. این ترکیب زمانی اتفاق می‌افته که تمام فعالیت‌های بحرانی انجام شده باشن، ولی مقداری از فعالیت‌های غیر بحرانی طبق برنامه پیش نرفته باشن. البته وقتی فعالیتی، هرچند غیر بحرانی، مقدار زیادی به تاخیر بیفته، احتمال بحرانی شدنش زیاده؛ به همین خاطر این حالت زیاد اتفاق نمی‌افته، مگر این‌که منطق اجرایی طور عجیبی باشه یا برنامه خیلی بد نوشته شده باشه.

شکل زیر این حالت رو نشون می‌ده:

delay

فرض کنین در زمانی که خط عمودی قرمز رنگ نشون می‌ده …

پیشرفت برنامه‌ریزی شده دوره‌ای ترکیبی

یه مقدار در مورد محاسبه پیشرفت برنامه‌ریزی شده مشکل وجود داره و می‌خوام تو این نوشته یه توضیح کوچیک در موردش بدم. در دو حالت با مقادیر برنامه‌ریزی شده پیشرفت سر و کار داریم:

  1. مقدار تجمعی پیشرفت برنامه‌ریزی شده: وقتی می‌خوایم بگیم پروژه مثلا 45 درصد پیشرفت کرده،‌ در حالی که برنامه‌ریزی شده بوده که 50 درصد پیشرفت کنه. این حالت رو باید همونجوری که همه بلدن حساب کرد و می‌شه بعد از پایان برنامه‌ریزی مقادیر تجمعی پیشرفت برنامه‌ریزی شده رو تا پایان پروژه محاسبه کرد.
  2. مقدار دوره‌ای پیشرفت برنامه‌ریزی شده: مثلا وقتی می‌خوایم بگیم این ماه 4 درصد پیشرفت کردیم، در حالی که برنامه‌ریزی شده بوده که 5 درصد پیشرفت کنیم.

خیلی‌ها دومی رو هم با روش اولی محاسبه می‌کنن،‌ ولی من اصلا با این کار موافق نیستم. مثلا فرض کنین سرعت کار حدودا نصف بوده و به جای این‌که حدود 90 درصد پیشرفت داشته باشیم، 45 درصد پیشرفت کردیم. تو این حالت اگه پیشرفت برنامه‌ریزی شده دوره‌ای رو از مقدارهایی ساده‌ای که برای مورد اول محاسبه کردیم به دست بیاریم، پیشرفت برنامه‌ریزی شده برای دوره‌ای در آینده پروژه که اتفاقا نزدیک به پایان پروژه هست و مقدارها هم افت کردن به دست میاد که هیچ معنایی نداره و بی دلیل وضع پروژه رو خوب نشون می‌ده.

یه مثال دیگه براتون می‌زنم. فرض کنین پروژه بلوک‌های مختلفی داره و می‌خواین اطلاعات پیشرفت اون‌ها رو به …

جشنواره تجلیل از مولفان و مترجمان دیباگران

دیروز انتشارات دیباگران به مناسبت انتشار هزار و صدمین کتابش، جشنواره‌ای برای تجلیل از مولفان و مترجمان برگزار کرد. تو این جشنواره، از هر موضوعی، یک یا چند مولف/مترجم به عنوان افراد برگزیده انتخاب شدن و بهشون لوح و سکه هدیه شد. به من هم لطف داشتن و تو گروه “کامپیوتر و IT” انتخابم کردن.

از این تریبون از تمام همکاران دیباگران، که فکر نمی‌کنم این مطلب رو بخونن، تشکر می‌کنم. کلا مجموعه خوبیه و همکاری باهاشون لذت‌بخشه.

راهنمای جامع برنامه‌نویسی VBA در MSP... چاپ شد.

کتاب راهنمای جامع برنامه‌نویسی VBA در پراجکت چاپ شد. بعد از صفحه‌بندی شد 422 صفحه.

لینک بالا صفحه این کتاب رو تو سایت ناشر باز می‌کنه. فهرست مطالب و بقیه مشخصات اونجا هست.

کسایی که بخوان کتاب رو تهیه کنن علاوه بر کتاب‌فروشی‌ها، می‌تونن از سایت دیباگران هم خرید کنن. ظاهرا سیستم کامل و بی‌دردسری برای فروش دارن؛ حالا اگه آزمایش کردین نتیجش رو به من هم بگین.

کتاب اتوکد 2009

کتاب اتوکد 2009 تموم شد و فرستادمش برای ناشر. کتاب حدود 1100 صفحه شد.

همونطوری که گفتم، این کتاب به‌روز شده اتوکد 2007 خودم هست. اون کتاب دو جلدی بود و هر دو جلدش با کمی فاصله چاپ دوم هم شدن. این بار دو جلد رو تو یه جلد ترکیب کردم. کار به‌روز کردن کتاب خیلی بیشتر از اونی که انتظار داشتم ازم کار برد، چون اینترفیس نرم‌افزار عوض شده بود و عملا می‌بایست تمام شکل‌ها رو جایگزین کنم (کتاب 2044 شکل داره که یا شکل‌های شماره‌دار، یا شکل‌های داخل متن هستن). از طرف دیگه، دلم نمیومد که فقط قابلیت‌های جدید رو به نرم‌افزار اضافه کنم؛ بعضی جاها که به نظرم میومد قبلا به اندازه کافی توضیح ندادم رو اضافه کردم. چند جا هم احساس کردم زیاد از حد توضیح دادم (از اون مدلایی که می‌گن به خواننده بی احترامی شده)، توضیحاتشون رو کم کردم. در نهایت ساختار کتاب رو هم کامل عوض کردم. فصل‌ها جابجا شدن، بعضی فصل‌ها خورد شدن و بعضی‌های دیگه با هم ترکیب شدن. الان به نظرم ساختار کتاب خیلی منطقی‌تر و کاربردی‌تره. مشکل اصلی این بود که برای نسخه 2007 اول جلد یک رو تهیه کردم و دادم به انتشارات و بعد رفتم سر جلد دو، تا کار زودتر به بازار بره. وقتی جلد دو رو تموم کردم، اولی چاپ شده بود. به این خاطر امکانش رو نداشتم که چیزی رو بین این دو جلد با هم هماهنگ کنم.

به هر حال… کتاب بعدی پریماورا 6 هست. فعلا قرارداد رو نبستم و کار رو هم …