پروفایل برنامه‌ریزی و کنترل پروژه
نادر خرمی راد

تالیف‌ها و ترجمه‌های من

خوب، این لیست کتاب‌هاییه که تا حالا منتشر کردم. اگه دوست داشته باشین می‌تونین در ادامه همین مطلب داستان وارد شدن من به دنیای تالیف رو هم بخونین.


asf

این مجموعه منوآل رسمی گواهی EXIN Agile Scrum Foundation و کتاب آموزشی اونه. کتاب اصلی به زبان انگلیسیه و تا الان ترجمه‌های هلندی، آلمانی و اسپانیایی اون هم منتشر شده.

کتاب رو انتشارات هلندی Van Haren منتشر کرده، که یکی از ناشرهای معروف کتاب‌های مدیریتیه.


قواعد زمان‌بندی پروژه

قواعد زمان‌بندی پروژه کتاب مختصر و مفیدیه درباره اصولی که باید تو تدوین برنامه‌های زمان‌بندی رعایت کرد تا برنامه‌ها با کیفیت باشن و بتونن تو پروژه اثر مفیدی داشته باشن.

کتاب هم نسخه الکترونیکی داره و هم نسخه‌ای چاپی که انتشارات دیباگران چاپ کرده. نسخه انگلیسی اون رو هم انتشارات bookboon منتشر کرده.


پم‌باک

کتاب پم‌باک به زبان ساده یه راهنمای خیلی ساده برای درک مفهوم پم‌باکه. نسخه فارسی کتاب فقط به طور الکترونیکی منتشر شده و نسخه انگلیسی اون رو هم انتشارات bookboon منتشر کرده.

کتاب برای نسخه پنجم پم‌باک تهیه شده، ولی چون خیلی مفهومی و کلیه، برای نسخه ششم هم کاربرد داره. با این حال، نسخه هفتم پم‌باک تفاوت‌های زیادی با نسخه‌های قبل داره و این کتاب به دردش نمی‌خوره.


راهنمای جامع پم‌باک

این کتاب راهنمای جامع درباره پم‌باک نسخه پنجه، که البته به خاطر این‌که نسخه ششم تفاوت خیلی زیادی باهاش نداره، برای درک نسخه ششم هم می‌تونه به کار بره؛ ولی نه برای نسخه هفتم.

کتاب رو انتشارات دیباگران چاپ کرده و علاوه بر اون نسخه الکترونیکی کتاب هم وجود داره. در کنار کتاب اصلی، یه نرم‌افزار اندرویدی هم براش هست.


راهنمای جامع پراجکت

راهنمای جامع پراجکت کتاب کاملی در مورد پراجکته. کتاب برای نسخه ۲۰۱۳ پراجکت تالیف شده، ولی برای نسخه‌های جدیدتر هم قابل استفاده‌س.

نسخه چاپی کتاب از طریق انتشارات دیباگران قابل تهیه‌س و علاوه بر اون نسخه الکترونیکی کتاب هم وجود داره.


پریماورا

نسخه چاپی راهنمای جامع پریماورا رو انتشارات دیباگران چاپ کرده و علاوه بر اون نسخه الکترونیکی کتاب هم وجود داره.

مدت زیادی از تالیف این کتاب می‌گذره و نسخه‌های جدیدتری از پریماورا منتشر شده، با این حال، مهارت‌هایی که تو این کتاب آموزش داده می‌شن اکثرا تو نسخه‌های جدیدتر هم کاربرد دارد.


book

این هم سه کتاب الکترونیکی دیگه:

همشون کتاب‌های نسبتا کوچیکی هستن در مورد موضوع‌های کاملا کاربردی.


book

کتاب الکترونیکی متودولوژی PRINCE2 به زبان ساده راهنمایی ساده در مورد پرینس۲ و روش اون در مدیریت پروژه‌س.

کتاب الکترونیکی استاندارد مدیریت پرتفولیوی MoP به زبان ساده هم یه راهنمای ساده درباره مدیریت پرتفولیوس.


rest

این‌ها هم بقیه کتاب‌ها هستن؛ بعضی‌هاشون رو با انتشارات دیباگران کار کرده بودم و بعضی‌هاشون با کانون نشر علوم، و فکر می‌کنم چاپ همشون تموم شده باشه. بر خلاف کتاب‌های جدید نسخه الکترونیکیشون هم منتشر نشده.


و حالا، ماجرای وارد شدن من به دنیای کتاب!

من همیشه به هنر علاقه داشتم و براش وقت می‌ذاشتم. اوایل لیسانسم، چند سالی بود که تمرکزم روی حجم‌سازی بود. یه روز گالری برگ یه فراخوان داد برای اولین نمایشگاه هنر مفهومی. این ماجرا قبل از این بود که دوسالانه‌های هنر مفهومی شروع بشن؛ احیانا اگه کلا از این ماجراها خبر دارین. گالری برگ هم خیلی ساله که دیگه وجود نداره. به هر حال، من هم طرح یه اثر هنری مفهومی رو ثبت کردم و کارم برای نمایشگاه انتخاب شد.

کاری که برای نمایشگاه ارائه کرده بودم چیزی مثل نقاشی نبود که باقی بمونه؛ یه «اینستالیشن» بود که بعد از نمایشگاه از بین می‌رفت. به همین خاطر می‌خواستم حتما ازش عکس‌های خوبی داشته باشم. یکی از دوستام که عکاس حرفه‌ای بود قرار بود بیاد و برام عکس‌ها رو بگیره. قرار بود روز آخر نمایشگاه بیاد (ریسک!). روز آخر که شد بهم خبر داد که تو یه شهری اتفاق خبری مهمی افتاده و ماموریت فرستادنش اونجا برای عکاسی؛ دوستم عکاس خبری بود.

من که چاره دیگه‌ای نداشتم، دوربین پدرم رو قرض گرفتم، یه حلقه فیلم خریدم و انداختم توش و رفتم عکس‌ها رو گرفتم. چند روز بعد که عکس‌ها آماده شد و تحویل گرفتم دیدم که چه افتضاحی شده! ولی دیگه کاریش نمی‌شد کرد… آخرین فرصتم رو برای ثبت اون اثر هنریم از دست داده بودم. اولین کار من تو یه نمایشگاه بود؛ اون هم نمایشگاهی مهم. این شد که تصمیم گرفتم عکاسی یاد بگیرم.

شروع کردم به خوندن کتاب در مورد عکاسی. کتاب‌هایی که تو کتاب‌فروشی‌ها پیدا کردم رو خوندم و بعد یه مدت رفتم کتابخونه دانشگاه هنر و کتاب‌های اون‌جا رو مطالعه کردم. برام تبدیل شده بود به یه چالش و من هم هروقت یه چالش پیدا کنم تمام زندگیم می‌شه حل کردن اون. با این‌که جنبه‌های تکنیکی عکاسی اصلا پیچیده نیست، تمام کتاب‌هایی که پیدا کردم اون رو خیلی بد و سخت توضیح داده بودن و به همین خاطر کار سخت شده بود.

وقتی کارم تموم شد احساس کردم به عکاسی علاقه پیدا کردم، ولی به جز علاقه به خود عکاسی، دلم می‌خواست بتونم چیزهایی که با اون همه سختی یاد گرفته بودم رو به زبون ساده به بقیه هم یاد بدم. گفتم شاید بشه یه کتاب در موردش بنویسم. با اعتماد به نفس زیاد گوشی رو برداشتم و زنگ زدم به انتشارات محبوبم، کانون نشر علوم. وقتی براشون ایده‌ای که برای کتاب داشتم رو تعریف کردم بهم گفتن که علاقه‌مند نیستن، چون کتاب در مورد عکاسی زیاده و اکثرشون رو هم نویسنده‌های خیلی معروف نوشتن و در نتیجه کتابی که من بنویسم هیچ شانسی تو بازار نخواهد داشت. من هم یه دفعه‌ای ایده‌ای به ذهنم رسید و یه دفعه‌ای گفتم «ولی کتابی که من می‌گم درباره عکاسی دیجیتاله!»

اون چیزهایی که من می‌خواستم تو کتاب توضیح بدم برای عکاسی دیجیتال و فیلمی فرقی نمی‌کرد، ولی عکاسی دیجیتال اون موقع جدید بود و این‌که بگیم کتاب برای عکاسی دیجیتاله می‌تونست برگ برنده باشه. من رو دعوت کردن به جلسه.

نکته بعدی، که تو جلسه بهم توضیح دادن، این بود که چون تجربه‌ای تو تالیف کتاب ندارم، این‌که کتاب رو بخوام تالیف کنم برای ناشر پر ریسکه و ترجیح می‌دن کتاب ترجمه باشه. چون من اصرار به تالیف داشتم و اون‌ها به ترجمه، تصمیم نهایی این شد که کتاب «ترجمه و تالیف» باشه؛ یعنی کتاب رو ترجمه کنم، ولی هرچقدر که خواستم توش دست ببرم.

کتاب رو کامل کردم. فکر کنم حدودا نصف کتاب ترجمه بود و نصفش تالیف. کتاب رو طوری نوشتم که اگه خودم برمی‌گشتم به عقب و می‌خواستم بخونمش و عکاسی یاد بگیرم ازش کاملا راضی باشم. کتاب خیلی پر فروش شد؛ فکر کنم سه یا چهار بار تجدید چاپ شد، تا این‌که بعد از چند سال نسخه جدیدش رو نوشتم؛ این بار دیگه وضعیتم طوری بود که بتونه کامل تالیف باشه.

photography

چند سال بعد اتفاق جالبی برام افتاد: مدتی بود که عکاسی می‌کردم و یکی از عکس‌هام برای دوسالانه عکس انتخاب شده بود. به موازات نمایشگاه اصلی که تهران بود، شهرداری یزد هم آثار رو نمایش می‌داد و همه ما رو دعوت کرده بود که با هزینه اون‌ها برای افتتاحیه بریم یزد و مدتی هم بمونیم. این شد که یه جمع نسبتا بزرگ از عکاس‌ها دور هم بودیم. عده زیادی از اون‌ها من رو به خاطر کتابم می‌شناختن، و اتفاق جالب این بود که همه تعجب کرده بودن که من آدم جوونی هستم. می‌گفتن انتظار داشتن نویسنده کتاب آدم سن و سال دار و پرتجربه‌ای باشه. چیزی که هیچکدوم نمی‌دونستن این بود که من اولین دوربینم رو با حق‌التالیفی که بعد از تکمیل کتاب گرفتم خریده بودم و عکاسی رو بعد از اون شروع کرده بودم!

بگذریم… کتاب عکاسی که چاپ شد و موفق بود برام سابقه خوبی درست کرد. چند وقت بعدش کانون نشر علوم بهم گفت که می‌خوان کتابی در مورد اکسس ترجمه کنن و دلشون می‌خواد من این کار رو بکنم. من اصلا اکسس بلد نبودم، ولی به نظرم فرصت خوبی بود. به همین خاطر اکسس یاد گرفتم و بعدش هم کتاب رو ترجمه کردم. حالا دیگه سابقه کارم تو کتاب واقعا جا افتاده بود و حتی کارت مخصوص اهل قلم هم تونسته بودم بگیرم، که البته تنها کاربردش گرفتن تخفیف تو نمایشگاه کتاب بود.

چیزی که بعد از دو کتاب اول دلم می‌خواست، کار کردن روی کتاب‌هایی بود که به زمینه کاری خودم مربوط می‌شد. کم کم تونستم به اون سمت برم، ولی نه به اون سادگی. موضوع کار ما به اندازه خیلی موضوع‌های دیگه پرمخاطب نیست. مثلا هیچوقت نمی‌شه تعداد مخاطب یه کتاب پراجکت رو با یه کتاب اکسل مقایسه کرد. به همین خاطر دایما مجبور بودم دایما با دوتا ناشرم، یعنی کانون نشر علوم و انتشارات دیباگران تهران، «ساخت و پاخت» کنم، به این معنی که یه کتاب پرمخاطب که اون‌ها خیلی دنبالش بودن رو براشون تهیه می‌کردم و در عوض موافقت می‌کردن که یه کتاب تو موضوعی که می‌خواستم بنویسم. مثلا فکر می‌کنین کتاب برنامه‌نویسی VBA در پراجکت، با موضوعی به این اندازه خاص، چطوری تونست چاپ بشه؟ در ازاش یه کتاب ۷۰۰ صفحه‌ای در مورد اتوکد ترجمه کردم!

در هر حال، این داستان من بود و کتاب، که جدا از سرگرم‌کنندگی احتمالی، این رو هم توضیح می‌ده که چرا موضوع‌های کتاب‌هام انقدر تنوع داره. تو این لیست بعضی کتاب‌ها رو اصلا نیاوردم (مثلا راهنمای استفاده از آیفون) که یه مقدار آبروداری بشه.