نرم‌افزاری که جای مدیر پروژه رو می‌گیره

به تازگی نرم‌افزاری ساخته شده که می‌تونه تمام کارهای یک مدیر پروژه رو انجام بده و با وجود اون دیگه نیازی به مدیر پروژه، مدیر هماهنگی و کلا تیم مدیریت پروژه نیست.

این مطلب رو امروز تو یه وبلاگی خوندم. احتمالا دروغ آوریل بوده (که زیاد هم بامزه نیست). این‌که می‌گم احتمالا، به این خاطره که از کلمه‌ای خاص تو عنوانش استفاده کرده بود که تو عنوان مطلبی جنجالی که بر ضد مسیر بحرانی نوشته شده و چند هفته اخیر انتقادهای زیادی ازش تو وبلاگ‌های انگلیسی زبان مدیریت پروژه شده هم وجود داشته و ممکنه منظور این نوشته مسخره کردن اون باشه (بعدا حتما در مورد اون مطلب هم می‌نویسم).

حالا کلا این رو ننوشتم که بگم همچین شوخی‌ای وجود داشته. این رو نوشتم، چون واقعا احساس می‌کنم بعضی‌ها چنین انتظاری دارن! خیلی‌ها فکر می‌کنن وقتی نرم‌افزارهای کاملی برای مدیریت پروژه وجود دارن، اگه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه اون‌ها رو درست به کار ببره، خیلی از مشکلات پروژه حل می‌شه. نه، اصلا اینطور نیست!

نرم‌افزارها هرچقدر هم که پیشرفته باشن، نمی‌تونن داده‌ای خلق کنن. داده‌های ورودی رو می‌گیرن و اون‌ها رو به شکل قابل استفاده‌تری در می‌آرن. هیچی اضافه نمی‌کنن، فقط شکل‌ها رو تغییر می‌دن (این همون کاریه که ریاضی و منطق هم می‌کنه). هرچقدر ورودی برنامه دقیق‌تر و کامل‌تر باشه، خروجی‌های بهتری هم خواهیم گرفت. متاسفانه داده‌های ورودی برنامه‌هایی که تا حالا دیدم همگی خیلی کم بودن. از مناسب نبودن ساختار شکست کار و ترکیب فعالیت‌ها گرفته تا ضعف روابط (فراموش شدن رابطه‌های غیر حاکم) و کاربردی نبودن منابع و بی‌معنی بودن قیدها و دقیق نبودن تقویم‌ها. ساده‌ترین چیز اینه که تا حالا حتی یکی از برنامه‌هایی که برای تایید دستم رسیده، پایین بودن راندمان کاریِ زمستون رو در نظر نگرفته.

باید پتانسیل مدیریت در سازمانی وجود داشته باشه و عملیاتی هم شده باشه و اونوقته که اون چیزی که تو ایران به عنوان برنامه‌ریزی و کنترل پروژه می‌شناسیم می‌تونه بهش کمک کنه، همونطوری که ماشین حساب به کسی که می‌خواد مسئله‌ای رو حل کنه کمک می‌کنه.

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

90٪ اول کار

کارا خیلی سریع پیش می‌رن، ولی فقط 90٪ اولشون!

شاید فکر کنین این حرف منه (که البته هست)، ولی این رو تو یه سایت انگلیسی زبون خوندم. ظاهرا این مشکل جهانیه.

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

آزمون‌های مایکروسافتی پراجکت

مایکروسافت امتحان‌های مختلفی داره و به ازای اون‌ها مدرک‌هایی هم می‌ده. تعدادی امتحان هم داره که به ماها مربوط می‌شه:

  • 70-632, Project 2007, Managing Projects
  • 70-633: Project Server 207, Managing Projects
  • 70-634: Project Server 2007, Managing Projects and Programs
  • 70-639: Configuring Project Server 2007

از ماه ژوئیه سال 2010 این امتحان‌های جدید اضافه می‌شن:

  • 70-177: Configuring Microsoft Project Server 2010
  • 77-178: Microsoft Project 2010, Managing Projects

و در ادامه این دو آزمون هم از رده خارج می‌شن:

  • 74-131: Designing a Microsoft Office Enterprise Project Management EPM solution (2003)
  • 70-281: Planning, Deploying, and Managing an Enterprise Project Management Solutions (2007)

گرفتن این مدرک‌ها مثل همون مدرک‌های شناخته شده آی‌تی مایکروسافته. باید منابع رو مطالعه کنین و برین جایی مثل امارات و ترکیه امتحان بدین. هزینه امتحان‌ها هم به نسبت پایینه.

[منبع]

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

20٪ زمان، 50٪ نتایج

ظاهرا کارکنان گوگل می‌تونن 20٪ زمان کاریشون رو صرف پروژه‌هایی کنن که خودشون برای خودشون تعریف کردن. جالب اینه که 50٪ محصول‌های نهایی گوگل همینطوری به وجود اومدن!

حالا این آدم رو به این فکر می‌ندازه که اون 20٪ زمان خودش کجاس...

منبع

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

موتور جستجوی مدیریت پروژه

سایتی هست به نام PMConnection، که موتوریه برای جستجوی اطلاعات حوزه مدیریت پروژه. نگاهی بندازین، شاید به دردتون خورد.

PMConnection

البته من خودم گوگل رو ترجیح می‌دم، ولی گاهی اوقات که آدم نتونه ترکیب خوبی از کلمات کلیدی بسازه، همچین موتورهایی خیلی سریع‌تر و راحت‌تر خواهند بود.

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

تنظیم صورت جلسات دوره‌ای

هر جلسه‌ای که رسمی باشه صورت جلسه‌ای لازم داره. صورت جلسه مسایلی که تو جلسه بررسی شده و نتایج و تصمیم‌گیری‌ها رو نشون می‌ده. اعتبار صورت‌جلسه به اندازه اعتبار افرادیه که اون رو امضا کردن. اگه به عنوان مثال مدیر پروژه تشکیلاتی صورت جلسه‌ای رو امضا کنه، تمام مواردی که تو اون صورت جلسه اومدن و در حد اختیارات اون بودن، مصوب و قانونی خواهند بود. ولی اگه مثلا یکی از کارشناسای شرکتی اون رو امضا کنه و در اون صورت جلسه تصمیم‌های مهمی گرفته شده باشه، چون تصمیم‌ها در حد اختیارات اون نبودن، قانونی به شمار نمیان. به همین خاطر کسی که جلسه رو مدیریت می‌کنه باید مراقب باشه که مسایلی که در جلسه مطرح می‌شن در حد اختیارات افراد باشن، و اگه قراره مسایل مهمی مطرح بشن از افراد مناسبی که اختیارات کافی داشته باشن دعوت کنه که در جلسه حاضر بشن.

تو این متن درباره جلسه‌های دوره‌ای صحبت می‌کنم. جلسه‌هایی که موردی برگزار می‌شن کمی تفاوت دارن.

یه صورت جلسه باید قسمت‌هایی داشته باشه که تو شکل زیر نشون دادم.

 

 

قسمت‌های پنج‌گانه صورت‌جلسه این‌ها هستن:

  1. مشخصات: تو این قسمت باید حداقل موضوع جلسه، تاریخ، شماره سریال صورت جلسه، ساعت شروع، ساعت پایان و نام شرکت کنندگان رو مشخص کرد.
  2. موارد مقرر شده در جلسه قبل: این قسمت رو باید از “موارد مقرر در این جلسه” صورت جلسه قبل کپی کرد. توضیحات رو در ادامه می‌گم.
  3. تصمیم‌ها و مسایل بررسی شده: هر مسئله مهمی که تو جلسه بررسی می‌شه، چه به نتیجه‌ای برسه و چه نرسه، باید تو این قسمت توضیح داده بشه. اگه تصمیم‌گیری خاصی شده باشه، باید حتما اون رو به دقت نوشت. معمولا نیازی نیست که گفته بشه هر تصمیم یا نظر متعلق به چه فرد یا شرکتی بوده، چون قراره در نهایت همه در موردش توافق داشته باشن. ولی اگه اختلاف نظر تو جلسه زیاد باشه، می‌شه نوشت که هر نظر متعلق به چه کسیه.
  4. موارد مقرر در این جلسه: تو این قسمت باید تمام کارهایی که مقرر شده بعد از جلسه انجام بشه رو نوشت. مثلا اگه قرار می‌شه پیمانکار تا فلان موقع بهمان مشکل رو حل کنه، باید آیتمی برای اون نوشت. جلوی هر آیتم باید نام فرد (برای جلسه‌های داخلی) یا شرکت (جلسه‌هایی که بین چند شرکت برگزار می‌شه) مسئول رو نوشت. بعد از اون باید تاریخ انجام رو نوشت. آیتمی که تاریخ نداشته باشه ارزش نداره. اگه کاری قراره به صورت روتین انجام بشه، لازم نیست که تو این قسمت بیاد و باید فقط تو قسمت شماره 3 توضیحش داد. آیتم‌های این قسمت بدون توضیح و خلاصه نوشته می‌شن. اگه فکر می‌کنین آیتمی نیاز به توضیح داره، توضیح رو در قسمت 3 بنویسین. در جلسه بعد باید تمام آیتم‌های قسمت 4 رو در قسمت 2 صورت جلسه جدید کپی کنین و بعد از اون جلوی هرکدوم از آیتم‌ها وضعیت رو بنویسین (انجام شد، با تاخیر انجام شد، در حال انجام، انجام نشد). اگه کاری تموم نشده یا به موقع تموم نشده، حتما تو قسمت شماره 3 درباره‌ش توضیح بدین. اگه کاری انجام نشده و در جلسه لغو هم نشده، باید اون رو به قسمت 4 صورت جلسه جدید هم منتقل کنین تا در جلسه بعد پیگیری بشه.
  5. امضاها: تمام افراد جلسه (در جلسه‌هایی که پر جمعیت نیستن) یا افراد مهمی که در جلسه هستن (در جلسه‌های پر جمعیت) باید این قسمت رو امضا کنن. نام و سمت افراد رو در این قسمت وارد کنین تا هر کس در محل خودش امضا کنه. اگه شرکت‌های مختلفی در جلسه باشن، بهتره محل امضاها رو بر حسب شرکت دسته‌بندی کنین.

 

معمولا کسی مسئول تهیه صورت جلسه می‌شه. توصیه می‌شه که این فرد با موضوع جلسه کاملا آشنا باشه، ولی در تصمیم‌گیری‌های جلسه نقش کلیدی نداشته باشه.

معمولا مسئول تهیه صورت جلسه یادداشت‌هایی که لازم هست رو در طول جلسه برمی‌داره و بعد از جلسه صورت جلسه رو تنظیم می‌کنه. ولی خیلی بهتره که این کار در مدت جلسه انجام بشه و زمانی که جلسه تموم می‌شه صورت جلسه هم آماده باشه. کار زیاد سختی نیست، یه لپ‌تاپ می‌خواد و آدمی که تایپش زیاد کند نباشه.

بعد از این که صورت جلسه تهیه می‌شه باید یک نسخه اون رو به بالاترین مقامِ حاضر در جلسه هرکدوم از شرکت‌ها داد تا بررسیش کنن. اگه کسی اصلاحی در نظر داشت اعلام می‌کنه و بعد از این‌که همه توافق کردن، تو صورت جلسه اعمال می‌شه. بعد از این این صورت جلسه آماده امضا می‌شه.

عرف اینه که اسناد به ترتیب از پایین‌دست‌ترین مجموعه امضا بشه و به بالادست‌ترین برسه. یعنی مثلا اگه جلسه‌ای با حضور کارفرما، مشاور و پیمانکار تشکیل شده، اول پیمانکار، بعد مشاور و بعد کارفرما امضا کنه. معمولا تو هرکدوم از این مجموعه‌ها به ترتیب سمت، از بالا به پایین، امضا می‌شه، ولی خیلی وقت‌ها طور دیگه‌ای پیش می‌ره.

اگه یکی از شرکت‌ها با تصمیمی که تو جلسه گرفته شده باشه مخالف باشه، ولی به هر دلیلی نتونسته باشه نظرش رو به کرسی بشونه و عواقب تصمیم نگرانش می‌کنه، می‌شه بالاترین مقام اون شرکت مسئله رو کنار امضاش بنویسه. مثلا “شرکت فلان با بهمان تصمیم مخالف است، ولی به فلان دلیل خود را ملتزم به آن می‌داند”. خیلی اوقات برای احترام پیش از این‌که کسی متنی رو کنار امضاش اضافه کنه، از بالاترین مقام شرکت‌های بالادست اجازه می‌گیره.

تعداد نسخه‌های صورت جلسه باید حداقل به اندازه تعداد شرکت‌هایی باشه که تو جلسه هستن. گاهی به دلایلی تعداد نسخه‌های بیشتری تهیه می‌کنن. بعد از این‌که صورت جلسه‌ها امضا بشن، در اختیار شرکتی قرار داده می‌شن که مسئول مدیریت جلساته. این شرکت باید یک نسخه اصل صورت جلسات رو همراه با نامه برای هرکدوم از شرکت‌ها بفرسته. صورت جلسه به شرکت‌های پایین‌دست “ابلاغ” می‌شه و به شرکت‌های بالادست “جهت اطلاع” ارسال می‌شه.

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

سلمونی‌ها و دندون‌پزشک‌ها

تو مطلب همکاری PMI و IPMA به منبعی ارجاع داده بودم. تو اون منبع مطلبی نوشته بود که توجهم رو جلب کرده بود. گفته بود که قدیم چیزی به عنوان دندونپزشک وجود نداشت؛ همون سلمونی‌ها دندون ملت رو هم می‌کشیدن (ظاهرا این رسم خارج ایران هم بوده). وضعیت مدیریت پروژه الان رو به وضعیت دندون‌پزشکی اون زمان تشبیه کرده بود. الان کسایی مدیریت پروژه می‌کنن که کار اصلیشون چیز دیگه‌ایه و مدیریت پروژه هم می‌کنن، فقط چون کسی نیست که بهتر از اون‌ها این کار رو بکنه. از نظر اون باید این حوزه کاری خیلی پیشرفت کنه و تبدیل به حرفه‌ای مستقل بشه.

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

چطوری برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد بگیرم و وارد بازار کارش بشم؟

بیشترین سوالی که تا حالا از من شده، اینه که چطوری می‌شه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه رو یاد گرفت و وارد این کار شد. زودتر از این‌ها می‌بایست چنین راهنمایی رو بنویسم، ولی چون می‌خواستم مطلب کامل و به‌دردخوری بنویسم تا الان طول کشیده.


خود من اتفاقی وارد این کار شدم. قبل از این‌که به فکر کار بیفتم، یعنی یک هفته بعد از این‌که دانشجوی لیسانس شدم، موقعیت کاری پیش اومد تو یه واحد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه؛ یعنی واحدی که هیچی ازش نمی‌دونستم. حاضر بودن من رو استخدام کنن، چون تو کار با کامپیوتر سریع و مسلط بودم. اینطوری شد که تو یه هفته هرچی کتاب تو این زمینه دستم اومد خوندم و رفتم شروع به کار کردم: فرودگاه بین‌المللی امام.

تو حدود دو سالی که اونجا کار کردم خیلی چیزها یاد گرفتم، در حدی که دیگه می‌تونستم خودم این کار رو ادامه بدم. با این حال هدفم این نبود که شغل آیندم برنامه‌ریزی و کنترل پروژه باشه. کمی که گذشت، مطمئن شدم یکی از بهترین کارهایی که می‌تونم انجام بدم و علاوه بر این‌که توش موفق باشم راضی‌م بکنه، همینه. اینطوری شد که این کار رو تو این 12 سال ادامه دادم و الان هم خیلی راضی‌ام. تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم و از وضعیتم راضی‌ام، ولی بدون تعارف، شدیدا اعتقاد دارم که خیلی چیزهای دیگه رو هم باید یاد بگیرم.


خوب، بریم سر اصل مطلب. اگه تصمیم گرفتین که تو حوزه برنامه‌ریزی و کنترل پروژه کار کنین، بهتره پیش از شروع کار این چند مهارت رو به دست بیارین:

  •  مهارتِ خیلی زیاد در اکسل: منظورم از خیلی زیاد، دقیقا خیلی زیاده. هم قسمت بزرگی از تحلیل‌هایی که انجام می‌دیم تو اکسله و هم بسیاری از ارائه‌ها. هیچوقت فراموش نکنین که ارائه هر کاری مهم‌ترین قسمتشه. این مهارت تقریبا در هر کاری لازمه. هروقت از من می‌خوان که برای استخدام با کسی مصاحبه کنم، اول سعی می‌کنم بفهمم که مهارتش در کار با اکسل در چه حدیه و بعد به این فکر می‌کنم که تو کاری که باید بکنه به چه نرم‌افزارها و دانش‌های دیگه‌ای نیاز داره.
  •  یادگیری پراجکت و پریماورا در حد متوسط: به نظر من بهتره که با هر دو نرم‌افزار آشنا باشین. کسایی که منو می‌شناسن می‌دونن که با این عقیده که باید اول پراجکت رو یاد گرفت و بعد برای پیشرفته‌تر شدن رفت سراغ پریماورا به شدت مخالفم. هر دو نرم‌افزار کامل و پیشرفته‌ان، و اگه می‌خواین تو کار موفق باشین باید هردو رو بشناسین تا بتونین از تمام فرصت‌های کاری استفاده کنین.
  •  یادگیری اصول و مبانی برنامه‌ریزی و کنترل پروژه: خوب، این قسمت سختِ ماجراس. سختیش به اینه که من الان باید می‌تونستم کتاب‌هایی رو معرفی کنم که بخونین و یاد بگیرین، ولی متاسفانه هیچ کتابی به فارسی ندیدم که بتونم توصیه کنمش. تو این شرایط تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که کتاب‌های رایجی مثل کتاب شیرمحمدی رو بخونین.


این می‌شه فاز آماده شدن. بعد از این فاز باید برین دنبال کار. درباره شروع کار هیچوقت سخت نگیرین؛ اولش احتمالا هیچی باب میلتون نخواهد بود و حتی ممکنه مجبور باشین کارهای جنبی مختلفی بکنین که براتون لذت‌بخش نباشه یا حتی فکر کنین کسرشان هستن؛ ولی اینطور فکر نکنین. می‌تونین از هر کاری که انجام می‌دین تجربه کسب کنین و به همشون به چشم مقدماتی نگاه کنین که شما رو به هدف نهایی‌تون می‌رسونن. اگه جایی کار کنین که واحد یا گروهی برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه داشته باشه بهتره و پیشرفتتون رو خیلی سریع‌تر می‌کنه. در غیر این صورت باید خودتون تجربه کنین. هروقت با مسئله‌ای روبرو شدین اون رو سمبل نکنین، تو اینترنت و کتاب‌ها دنبال جواب بگردین و اگه جوابی پیدا نکردین، از کسانی که می‌شناسین بپرسین. یکی از این افراد منم، که همیشه از جواب دادن به سوال‌های همکاران خوشحال می‌شم.


یه مشکلی که خیلی‌ها تو مرحله کاریابی دارن، اینه که تمام آگهی‌های استخدام افرادی رو می‌خوان که چند سالی سابقه کار داشته باشن. بله، مشکل از جستجوی شما نیست، آگهی‌ها همیشه اینطوری هستن. روزنامه رو باز کنین و آگهی‌های استخدام مهندسی که سابقه کار ندارن رو بشمرین؛ فکر می‌کنین چنتا باشه؟

یه راه، که البته برای همه مقدور نیست، اینه که کسی اون‌ها رو به جایی معرفی کنه. از اون که بگذریم، راهی که برای همه بازه، کارآموزیه. جایی برای کارآموزی پیدا کنین و حتی بدون حقوق کارتون رو شروع کنین. ولی فراموش نکنین که باید مسئولیت‌پذیر باشین، کارآموز نبودن و حقوق نگرفتن برای مسئولیت پذیر نبودن کافی نیست. تو این شرایط معمولا کسی به درد شرکت‌ها می‌خوره که به قول معروف آچار فرانسه باشه. پس سعی کنین تا جای ممکن آچار فرانسه باشین و تا زمانی که اونجا هستین تو هر کاری که شد به هر کسی که پیدا کردین کمک کنین. اگه تو کارتون علاقه‌مند و مستعد باشین، به احتمال زیاد همونجا بعد از مدتی استخدامتون می‌کنه. اگر هم نکنه، سابقه کار پیدا کردین و بعد از این می‌تونین برین سراغ آگهی‌ها. یادتون باشه که از شرکتی که کارآموزی کردین گواهی بگیرین؛ اگه شد خواهش کنین که در صورتی که از کارتون راضی بودن، این مسئله رو تو گواهی ذکر کنن. گواهی رو وقتی که لازم داشتین نگیرین، بلافاصله زمانی که کارتون با شرکت تموم شد بگیرینش. حداقل مدتی که برای کارآموزی معنی داره یک ساله، ولی اگه بتونین بیشترش کنین هم بهتره. اکثر شرکت‌ها برای کارآموزهایی که به دردشون می‌خورن و طولانی مدت تو شرکت کار می‌کنن حقوق مختصری هم در نظر می‌گیرن. حتی می‌تونین در زمان کارآموزی یه فوق لیسانسی چیزی هم بگیرین. در این صورت بهتره کارآموزیتون رو در تمام مدت تحصیلات تکمیلی ادامه بدین.


خوب، بعد از این مرحله وارد کار جدی می‌شین. تا اینجا باید تجربه کافی تو کار عملی هم پیدا کرده باشین و بتونین یک تنه کار رو جلو ببرین. همیشه تو کارآموزی و کار این چند مسئله رو در نظر داشته باشین:

  • دقت: آدمی که دقیق نباشه، محصول کارش قابل اطمینان نخواهد بود. هر وقت کاری انجام می‌دین محصولش رو دوباره کنترل کنین تا اشتباهی توش نباشه. برای این‌که نتایج رو به دست بیارین از روشی استفاده کردین و اگه برای کنترل هم از همون روش استفاده کنین، احتمالش خیلی زیاده که متوجه اشتباهات احتمالیتون نشین. پس همیشه فکر کنین و روش دیگه‌ای پیدا کنین و با اون نتایج رو کنترل کنین. همیشه محدوده نتایج رو بسنجین؛ فرض کنین درصد پیشرفت واقعی یک ماه رو 8٪ به دست آوردین. ببینین دوره‌های قبل چقدر بوده. اگه دوره‌های قبل همیشه حدود 1٪ بوده، احتمالش زیاده که اشتباه کرده باشین. اگه پروژه بخواد ماهی 8٪ پیشرفت کنه باید حدودا یک ساله تموم بشه؛ پس اگه مدت پروژه 5 ساله، احتمالش زیاده که اشتباهی رخ داده باشه. اگه عدد تو محدوده اعداد مشابهش نیست، علت تفاوت رو جستجو کنین و پیداش کنین. مثلا ممکنه ببینین فلان کاری که وزن بالایی داشته و زمان زیادی نمی‌برده در اون مدت انجام شده. حالا خیالتون تا حدی راحت می‌شه. ولی وقتی باید خیالتون کاملا راحت بشه که مطمئن بشین اون کار واقعا در همون مدت زمان کم انجام شده و اطلاعات ورودی اشکالی نداشته. ممکنه مسئول استخراج اطلاعات خام نباشین، ولی اگه اشتباهی به این خاطر رخ بده، محصول کارتون کلا زیر سوال می‌ره.
  •  مسئولیت‌پذیری: این خیلی مهمه. اگه کاری بهتون سپرده می‌شه، تا آخرش انجامش بدین. وقتی کاری رو تا حدی پیش ببرین و بدین به صاحبش، فرق زیادی با وقتی که هیچیش رو انجام نداده باشین نداره، چون اون آدم باید وقت و انرژی زیادی صرف کنه تا بفهمه چیکار کردین و مطمئن بشه که اشتباه نکردین. برای همینه که از قدیم گفتن "کار را آن کرد که تمام کرد". وقتی مسئولیت‌پذیر باشین و کارها رو کامل انجام بدین، تبدیل می‌شین به فردی قابل اطمینان که می‌شه بهش اتکا کرد و این زمینه‌ایه برای پیشرفت.
  •  پویایی: خیلی وقت‌ها می‌شه کاری رو یک بار انجام داد و عمری به همون شکل تکرارش کرد. در این صورت احتمالا وظیفه‌تون رو انجام دادین، ولی همونجایی که بودین می‌مونین. همیشه می‌شه کارها رو به شکل بهتری انجام داد.. باید هر بار که قراره کاری رو تکرار کنین به این فکر کنین که چطوری می‌شه بهتر انجامش داد. این خودش می‌شه عاملی برای پیشرفت.
  • مثبت بودن: خیلی‌ها تو کارِ گروهی نقش مثبتی ندارن؛ تنش ایجاد می‌کنن، مشکلات کوچیک رو بزرگ می‌کنن، از زیر کار در می‌رن و ... سعی کنین نقطه مقابل این آدما باشین؛ تنش‌ها رو از بین ببرین، فضای کاری رو دلپذیر‌تر کنین، مشکلات رو حل کنین و ... آدم مثبتی باشین!


خوب، بعد از مدتی باید برین سراغ مهارت‌های تکمیلی:

  •  تکمیل مهارت‌هاتون در پراجکت و پریماورا: این برنامه‌ها پیچیده هستن، مدت‌ها طول می‌کشه کاملا بهشون مسلط بشین. کتاب‌های زیادی برای یادگیری پیشرفته این نرم‌افزارها هست که باید همشون رو شخم بزنین!
  • مطالعه کتاب‌های انگلیسی مدیریت پروژه: خوشبختانه می‌تونین این کتاب‌ها رو از اینترنت دانلود کنین.
  • یادگیری پم‌باک (PMBOK): ممکنه زیاد کاربردی نباشه، ولی به هر حال باید یادش بگیرین. اگه حوصله داشته باشین می‌تونین مدرک PMP هم بگیرین، برای رزومتون خوبه.
  • یادگیری مسایل حقوقی پروژه‌ها: براتون عجیبه؟ این اطلاعات تو کار خیلی به درد می‌خورن.
  • یادگیری مسایل مالی و اداری پروژه‌ها: خوب، هرچی باشه اقتصاد زیربناس، تاثیر زیادی هم روی مسایل مدیریتی داره. هرچی بیشتر بلد باشین بهتره.
  • یادگیری مسایل اجرایی پروژه‌هایی که باهاشون سر و کار دارین: مثلا اگه با پروژه‌های ساختمونی سر و کار دارین، باید با روند ساخت آشنا بشین. مدت زمانی رو به گشت زدن تو کارگاه و کسب اطلاعات از مهندسین اجرایی و به خصوص تکنسین‌ها اختصاص بدین.
  •  فضولی: منظورم اون فضولی نیست... فضولی تو کارهای مختلفیه که تو شرکت انجام می‌شه. از هر کدوم یه چیزهایی یاد بگیرین، یه جایی به دردتون می‌خوره.


در آخر یه توصیه مهم:

با زیاد از حد کار کردن نمی‌شه موفق شد!


به اندازه کافی استراحت کنین، زیاد تفریح کنین، هر روز حداقل دو ساعت رو صرف یادگیری مطالب جدید کنین. فراموش نکنین دوران جوانی با این‌که بهترین زمان برای پیشرفته، بهترین زمان برای لذت بردن از زندگی هم هست و موفقیت‌های کاری هم در نهایت برای اینن که از زندگی بیشتر لذت ببریم.

موفق باشید

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

همکاری PMI و IPMA

خبر خیلی قدیمیه، مال سال 2008!

تو این سال دو موسسه مهم مدیریت پروژه دنیا، PMI و IPMA توافقی کردن برای سه سال همکاری و اولین نتیجه اون این بود که از اون زمان به بعد داشتن مدرک PMP موسسه PMI و مدرک سطح C موسسه IPMA معادل در نظر گرفته می‌شه.


برای اطلاع بیشتر، موسسه PMI مدرک‌های مختلفی داره، و دوتاش اینا هستن:


  • PMP: مخفف Project Management Professional
  • CAPM: مخفف Certified Associate in Project Management

اولی برای مدیران پروژه‌ها و دومی برای کسانی که به اون‌ها کمک می‌کنن، وردست‌هاشون، معاونانشون در زمینه مدیریت، یا هر چیز دیگه‌ای که اسمش رو بذاریم.


موسسه IPMA این مدارک رو می‌ده:


  • سطح A: به عنوان Certified Projects Director
  • سطح B: به عنوان Certified Senior Projects Manager
  • سطح C: به عنوان Certified Projects Manager
  • سطح D: به عنوان Certified Project Management Associate

یعنی عملا سطح D معادل CAPM و سطح C معادل PMP می‌شه.


منبع

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)

اعلام تاریخ انتشار نسخه نهایی پراجکت 2010

هدیه تولدم مشخص شد! نسخه نهایی پراجکت 2010 دو روز بعد از تولدم، یعنی 22 اردیبهشت 1389، معادل با 12 می 2010، منتشر می‌شه.

در ضمن، تالیف کتاب پراجکت 2010ام 61٪ پیش رفته. اردیبهشت تموم می‌شه.


منبع این خبر خوش و منبع اون منبع

نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)
< newer older>

تا کنون 394 مطلب در این سایت نوشته شده است.
با پیمایش شماره صفحه‌هایی که این بالا هستن می‌تونین مطالب دیگه رو هم بخونین. برای دسترسی راحت‌تر به مطالب، به آرشیو مطالب مراجعه کنین؛ اونجا مطالب به شکل‌های مختلفی دسته‌بندی شدن تا کارتون راحت بشه.
اگه دوست دارین مطالب بعدی سایت از دستتون در نره، بهترین کار اینه که مشترک فید سایت بشین.