(2 days ago)
برای یه پروژه بزرگ و مهم نیاز به یه نفر یا یه گروه وارد در برنامهریزی و کنترل پروژه سازمانی (پراجکت سرور یا پریماورا اینترپرایز) نیاز داریم. طبق معمول عجله هم داریم!
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(21 days ago)
دیگه آدم چی میتونه بگه که حق مطلب رو ادا کرده باشه؟
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(25 days ago)
1. حتما بیشتر از یه نسخه بکاپ داشته باشین.
2. حداقل یک نسخه از بکاپها رو جایی نگه دارین که از نظر فیزیکی با بقیه خیلی فرق داشته باشه.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(25 days ago)
تا حالا چند بار در مورد محاسبه تاخیر پروژه از من سوال کردن. الان روش سادهای که برای متدهای پایش ساده به کار میره رو توضیح میدم. 1. اولین کار اینه که با Tools| Tracking| Set Baseline خط مبنا رو ذخیره کنین (اگه قبلا نکردین)، چون بهتره به جای اینکه تاریخها رو از هم کم کنیم، مقدار حاضر و آمدش رو از برنامه بگیریم. 2. درصدهای پیشرفت رو وارد کنین. شکل زیر وضعیت یه برنامه نمونه رو نشون میده. خط عمودی قرمز هم تاریخیه که درصدهای پیشرفتش وارد شده. 3. حالا Tools| Traking| Update Project رو اجرا کنین. با این کار کادر محاوره شکل زیر باز میشه: 4. گزینه دوم، یعنی Reschedule uncompleted work رو انتخاب کنین و تاریخ ورود مقادیر پیشرفت رو هم تو کادر مقابلش انتخاب کنین. روی OK کلیک کنین. الان وضعیت جدید پروژه نشون داده میشه. تمام فعالیتهایی که میبایست تموم بشن و هنوز تموم نشدن به بعد از تاریخ مبنا منتقل شدن و پسنیازهای اونها هم به همین ترتیب جابجا شدن. الان تاریخ پایان تمام فعالیتها مقدارهای جدیدی رو نشون میدن و میتونین اختلافشون رو با مقدارهای قبلی حساب کنین تا تاخیر به دست بیاد. راه سادهتر اینه که فیلد Finish Variance رو به جدول اضافه کنین و تاخیر رو از اونجا بخونین. این فیلد زمانی میتونه کار کنه که خط مبنا ذخیره کرده باشین. توضیحات: - وضعیت جدید برنامه برای خیلی از روشهای پایش مناسب نیست؛ بهتره فایل رو ذخیره نکین.
- تاخیر کل پروژه برابر با حداکثر تاخیر فعالیتها یا خلاصه فعالیتها نیست، چون خیلی از اونها میتونن شناوری داشته باشن.
- هرچه روابط برنامه دقیقتر وارد شده باشه، تاخیری که به دست میاد واقعیتر خواهد بود.
- مقدارهای تاخیری که به دست میان وضعیت کنونی رو نشون میدن و فرض بر اینه که ادامه کار با سرعت برنامهریزی شده انجام میشه.
- محاسبه تاخیر کاملا مستقل از ضرایب وزنیه.
- مقدار تاخیر تو متدهای پایش معمولی کمتر از صفر نمیشه، یعنی اگه کارها جلوتر از برنامه باشن، تاخیر صفر باقی میمونه. اگه بخواین مقدار “تعجیل” رو هم حساب کنین، باید از متودهای پایش پیشرفتهتر استفاده کنین.
برای کسب اطلاعات بیشتر به راهنمای جامع Microsoft Project 2007 مراجعه کنین.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(25 days ago)
دیروز با مشکل بزرگی روبرو شدم که امروز نهایتا به نتیجه رسید؛ یه فایل بزرگ ورد داشتم که از زمانی به بعد، ورد بازش نمیکرد و ایراد میگرفت. The Office Open XML file xxx cannot be opened because there are problems with the content. خیلی گشتم و در آخر راه حلی پیدا کردم که مشکل رو حل کرد. این راه حل رو ایجا مینویسم که شاید روزی به درد کسی بخوره و مشکلش رو حل کنه: 1. ورد 2003 رو نصب کنین. 2. برنامه Compatibility Pack مایکروسافت رو دریافت و نصب کنین تا ورد 2003 بتونه فایلهای ورد 2007 رو باز کنه. 3. فایل رو در ورد 2003 باز کنین؛ احتمالا اون بدون مشکل میتونه بازش کنه. 4. فایل رو با فرمت 2003 ذخیره کنین. نسخهای که با قالب 2003 ذخیره شده باشه رو ورد 2007 هم میتونه باز کنه، ولی اگه با قالب 2007 ذخیره کنینش، ورد 2007 باز هم همون ایراد قبلی رو میگیره. پ.ن. هیچوقت تو بکاپ گرفتن تنبلی نکنین.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(28 days ago)
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(28 days ago)
این رو دارم مینویسم، چون خیلیها در موردش اشتباه میکنن. فرض کنین پروژهای صد روزه باشه، پیشرفت برنامهریزی شده صد درصد باشه و 80٪ پیشرفت واقعی کرده باشیم. مقدار تاخیر چقدره؟ خیلیها به این سوال جواب میدن که 20 روز. چنین جوابی اصلا درست نیست؛ در واقع هیچ رابطه مستقیم و سادهای بین انحراف پیشرفت و تاخیر وجود نداره. ممکنه پیشرفت واقعی بیشتر از برنامهریزی باشه، ولی تاخیر داشته باشیم. این اتفاق زمانی میافته که فعالیتهای بحرانی انجام نشده باشن، ولی مقدار زیادی از فعالیتهای غیر بحرانی انجام شده باشن. معنیش هم اینه که وضعیت پروژه خوب نیست، چون انجام نشدن فعالیتهای بحرانی باعث میشه که جبهههای کاری بسته بشه و به تدریج پیشرفت واقعی هم از پیشرفت برنامهریزی شده عقب بیفته. ممکنه پیشرفت واقعی کمتر از پیشرفت برنامهریزی شده باشه، ولی تاخیری به وجود نیومده باشه. این ترکیب زمانی اتفاق میافته که تمام فعالیتهای بحرانی انجام شده باشن، ولی مقداری از فعالیتهای غیر بحرانی طبق برنامه پیش نرفته باشن. البته وقتی فعالیتی، هرچند غیر بحرانی، مقدار زیادی به تاخیر بیفته، احتمال بحرانی شدنش زیاده؛ به همین خاطر این حالت زیاد اتفاق نمیافته، مگر اینکه منطق اجرایی طور عجیبی باشه یا برنامه خیلی بد نوشته شده باشه. شکل زیر این حالت رو نشون میده: فرض کنین در زمانی که خط عمودی قرمز رنگ نشون میده میخوایم وضعیت را تحلیل کنیم. اگه همه فعالیتها طبق برنامه انجام شده باشن، ولی T4 هنوز انجام نشده باشه، وضعیت چطوری خواهد بود؟ T4 هنوز سه روز دیگه وقت داره که انجام بشه و چون خودش دو روزه، پروژه به تاخیر نیفتاده. به عبارت دیگه T5 که بحرانی بوده هنوز هم بحرانی باقی مونده. در این حالت پروژه تاخیر نداره، ولی پیشرفت واقعیش کمتر از برنامهریزیه. حالا حالت زیر را در نظر بگیرین: این دفعه هم فرض کنین همه فعالیتها انجام شدن، به جز T5. اگه وزن فعالیتهای دیگه به اندازه کافی باشه، به خاطر جلو افتادگی عملیات در چهار فعالیت اول، پیشرفت واقعی از برنامهریزی بیشتر خواهد بود، ولی چون T5 که بحرانی بوده و بحرانی هم باقی مونده انجام نشده، پروژه تاخیر خواهد داشت (چهار روز).
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(28 days ago)
یه قابلیت جدید به سایت اضافه شده. اگه مایل باشین میتونین آدرس ایمیلتون رو تو کادری که سمت چپ صفحه هست وارد کنین و روی Submit کلیک کنید؛ بعد از اون هروقت مطلب جدیدی تو سایت نوشته بشه یه ایمیل براتون ارسال میشه. البته در نظر داشته باشین که گزینه بهتر، استفاده از فیده.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(28 days ago)
این مطلب رو تو ایمیل ازم پرسیده بودن و چون فکر میکنم بقیه هم ممکنه لازمشون بشه اینجا مینویسم: اگه بخواین دیرترین تاریخهای شروع و پایان رو نمایش بدین نیازی نیست که کار عجیبی بکنین یا برنامه رو عوض کنین؛ میتونین به جای Finish و Start فیلدهای Late Finish و Late Star رو نمایش بدین. تو نمودار هم تمام میلهها رو تنظیم کنین که به جای Start و Finish با Late Start و Late Finish ترسیم بشن. در نهایت میتونین این تنظیم رو به صورت یه نمای جداگانه ذخیره کنین و هروقت لازم بود از اون استفاده کنین و در سایر موارد از نمای دیگهای که مقادیر برنامهریزی شده اصلی رو نشون میدن. نکته دیگه اینه که به نظر من جالب نیست که در هیچ موضعی از این مقادیر به جای مقدارهای برنامهریزی شده اصلی استفاده کرد، چون وزن کارها رو به سمت انتهای پروژه میکشه و با اینکه برنامهریزی ابتدای کار سبک میشه، برنامهریزی قسمتهای بعدی زیاد از حد سنگین میشن.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(31 days ago)
بعد از جابجایی هاست، فراموش کرده بودم که دوباره ایمیل رو راه بندازم، برای همین هم این مدت ایمیلم فعال نبود. اگه ایمیلی به من دادید لطفا دوباره بفرستینش.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(39 days ago)
بالاخره سایت درست شد. احتمالا نتونین حدس بزنین که چقدر خوشحالم. الان که نگاه کردم دیدم نوشته قبلیم مال 80 روز قبله، یعنی حدود 80 روز گرفتار سایتم بودم.
ماجرا میتونست سادهتر از اینها باشه. جایی که قبلا ازشون سرویس گرفته بودم بدون هماهنگی من سرور رو از ویندوز به لینوکس تبدیل کرد و این باعث شد که هم یه مدتی دچار مشکل بشم و هم اینکه کلا Windows Live Writer دیگه با سایتم کار نکنه و به این خاطر نوشتن مطلب کمی مشکل بشه. این مسئله باعث شد که تصمیم بگیرم برای امسال هردو سایتم رو به جای دیگهای منتقل کنم.
این انتقال به موقع انجام نشد، به همین خاطر مدت اشتراک دامین این سایتم تموم شد و دامین پارک شد. مجبور شدم با اینکه از جای جدید هاست و دامین خریده بودم، از قدیمیه هم دوباره دامین رو بخرم که از حالت پارک در بیاد و بتونم منتقلش کنم. بعد از اینکه منتقل شد، بکاپهای سایت رو بازیابی کردم، ولی CMS کار نمیکرد. خیلی باهاش سر و کله زدم و درست نشد. آخر سر با یکی از برنامهنویسهای CMS توافق کردم که در ازای گرفتن یه مبلغی (که متاسفانه بر خلاف میل من مبلغ ثابت نبود و وابسته به زمان بود و از اون بدتر مبلغش به واحد پول کشور خودش، یعنی دلار بود) همه چیز رو برام درست کنه. اون بیچاره هر کاری که کرد نتونست با کنترل پنل هاست جدید من کنار بیاد، چون به شدت کنده؛ فکر میکرد خرابه.
به هر حال، در کمال نا امیدی یه روز صبح تو خواب و بیداری ایده جدیدی به سرم زد؛ به هاست قدیمی زنگ زدم و پرسیدم که هنوز دیتای هاست من رو دارن یا نه. خوشبختانه داشتن؛ ازشون دوباره هاست خریدم و خواستم که دیتا رو بازیابی کنن، بعد هم آدرس دامین رو عوض کردم که به جای هاست جدید بیاد رو هاست قدیمی... و درست شد! این اتفاق آخریها همه تو حدود یه روز افتادن.
حالا الان یه هاست بیکار هم دارم، اگه کسی دوست داشت میتونه با حدود ده تومن یه دامین بگیره و به من هم خبر بده که هاست رو هدیه بدم بهش.
این مدت کتاب خودآموز ArcGIS تموم شد؛ البته عنوان قطعیش رو هنوز انتخاب نکردیم. برای سومین بار هم کتاب مبانی کامپیوتر آموزش و پرورش رو تغییر دادم تا ببینیم این دفعه میپسندن یا نه. کتاب راهنمای فرمولنویسی در اکسل (به زبان خیلی ساده) که خیلی وقت پیش نوشته بودمش و به دلایلی چاپ نشده بود رو به ناشر دیگهای (دیباگران) سپردم و داره چاپ میشه. پریماورا P6 همه کاراش تموم شده و الان فکر میکنم دارن لیتوگرافیش میکنن. کتاب AutoCAD 2009ام چاپ شده، هرچند که خودم هنوز ندیدمش. کتاب راهنمای عکاسی دیجیتال که قراره جایگزین کتاب قبلیم، راهنمای خرید و کار با دوربینهای عکاسی دیجیتال بشه هم ویراستاریش تموم شده و داره صفحهبندی میشه (میدونم تعجب میکنین، ولی خودم دارم صفحهبندیش میکنم). الان هم دارم روی خودآموز Expression Web و Sharepoint Designer کار میکنم.
چند روز پیش یه کشف مهم تو پراجکت کردم؛ سر فرصل دربارش مینویسم. این روزها به دلایلی با مسئله پیشرفت برنامهریزی دورهای ترکیبی زیاد سر و کار داشتم، به همین خاطر ممکنه دربارش بیشتر بنویسم؛ علاوه بر اون دارم یه برنامه مینویسم که این نوع پیشرفت رو تو پراجکت حساب کنه. برای بانک مرکزی پیمانکار جدیدی گرفتیم و الان به شدت تو فکر اینم که سیستم برنامهریزی و کنترل پروژمون تو این قسمتِ کار، که خیلی گسترده، متنوع و پیچیدس چی باشه. دارم به این نتیجه میرسم که باید سیستم اینترپرایز باشه. حالا بین پریماورا P6 و پراجکت سرور شک دارم. جنبه اینترپرایز پریماورا رو خیلیها میشناسیم، ولی پراجکت سرور رو عده خیلی کمی میشناسن، من هم جزو اون عده نیستم.
خوب، زیاد نوشتم که عقدهگشایی کنم... لذتبخش بود!
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(119 days ago)
احتمالا متوجه شدین که جدیدا کم مینویسم. علت اصلیش مشکلات سایتمه. هاست قبلی مشکلاتی داشت که کار کردن با سایتهام رو برام سخت کرده بود. این روزا دارم روی پروژه انتقال سایتهام به هاست جدید فعالیت میکنم. اونیکی سایتم محتواش استاتیکه و ماجرا خیلی راحته، ولی اینیکی بانک اطلاعاتی و نرمافزار و اینطور چیزا داره و یه کم من رو میترسونه.
به هر حال، ممکنه چند روزی سایت کاملا به هم بریزه؛ ولی در هر حال بعد از اون مشکل حل میشه و میتونم بدون دردسر اینجا بنویسم.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(119 days ago)
نمیدونم ماجرا چیه؛ یه مشکل تو محاسبه ارزش کسب شده پراجکت پیدا کردم. خیلی سعی کردم به این فکر کنم که شاید بشه طور دیگهای تعبیرش کرد، یا تنظیمی پیدا کرد که اون رو به حالتی که فکر میکنم منطقیتره برگردونه، ولی تا حالا که موفق نشدم.
جریان اینه که وقتی یه فعالیت تعلیق داشته باشه (split)، تو مدت تعلیقش BCWS مقدار داره! همین باعث میشه که مقدار BCWP و BCWS تو همچین فعالیتهایی مطابق انتظار نباشه. هرچی فکر میکنم دلیلی برای این ماجرا پیدا نمیکنم و واقعیت اینه که خیلی از کارها رو دچار مشکل میکنه. الان که دارم این رو مینویسم به این فکر افتادم که ببینم پریماورا با این مسئله چطوری برخورد میکنه. حالا اون رو امتحان میکنم و بیشتر در مورد کل این ماجرا فکر میکنم و میام دوباره دربارش مینویسم.
حالا تا صحبت از ارزش کسب شدس، یه چیز دیگه که خیلیها باهاش مشکل دارن رو هم بگم. وقتی مقدار BCWP محاسبه میشه، فقط پیشرفتهایی تو محاسبه در نظر گرفته میشن که تا Status Date برنامهریزی شده باشن. یعنی اگه کاری انجام داده باشین که تا اون تاریخ برنامهریزی نشده باشه، با Status Date درست، در نظر گرفته نمیشه. در نتیجه خیلی وقتا مقدار BCWP و تمام فیلدهایی که از روی اون محاسبه میشن یه مقداری با واقعیت فرق دارن. من خودم برای اینکه مقدارهای بهتری بگیرم، همیشه پیش از اینکه برم سر و وقت گرفتن مقدار BCWP، به Status Date مقداری بعد از پایان پروژه میدم. تو این حالت BCWS مقدار درستی نشون نمیده، در نتیجه باید دوباره Status Date رو عوض کرد و مقدار اون رو دید: همزمان نمیشه مقدار BCWS و BCWP مناسبی رو دریافت کرد. این مسئله در مورد فیلدهایی که مقدارشون وابسته به این دوتاس قابل حل نیست؛ مثلا CPI و SPI تو یه Status Date بر اساس این دو مقدار محاسبه میشن، در نتیجه اکثر مواقع مقدارشون یه کم کمتر از انتظاره.
کلا از این چیزا اصلا راضی نیستم!
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(136 days ago)
امروز تو خبری خوندم که کتاب آقایان عوضخواه و یعسوبی، که احتمالا هر دو نفر رو بشناسین، با موضوع P6 در اومده.
البته واقعیت اینه که مشخصات کتاب تو خبر کامل نیست و مثلا تعداد صفحهها و اینکه کتاب اصلی چی بوده مشخص نیست. همینطور اینکه کتاب در مورد کل مجموعه P6 هست، یا فقط به ماژول Project Management میپردازه.
حالا در این مورد ازشون سوال میکنم، ولی کلا فکر میکنم منبع اصلی اونها همون منبعی بوده که من هم برای کتاب پریماورام استفاده کردم، چون تا جایی که خبر دارم کتاب دیگهای در این مورد وجود نداره.
چاپ کتاب رو به همکارانم عوضخواه و یسعوبی تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت میکنم.
چند بار ازم در مورد اینکه کتابم چه موقع چاپ میشه پرسیدن. الان ویراستاری کتاب داره تموم میشه. فکر میکنم تا حدود دو ماه دیگه چاپ بشه.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(137 days ago)
یه مقدار در مورد محاسبه پیشرفت برنامهریزی شده مشکل وجود داره و میخوام تو این نوشته یه توضیح کوچیک در موردش بدم. در دو حالت با مقادیر برنامهریزی شده پیشرفت سر و کار داریم:
1. مقدار تجمعی پیشرفت برنامهریزی شده: وقتی میخوایم بگیم پروژه مثلا 45 درصد پیشرفت کرده، در حالی که برنامهریزی شده بوده که 50 درصد پیشرفت کنه. این حالت رو باید همونجوری که همه بلدن حساب کرد و میشه بعد از پایان برنامهریزی مقادیر تجمعی پیشرفت برنامهریزی شده رو تا پایان پروژه محاسبه کرد.
2. مقدار دورهای پیشرفت برنامهریزی شده: مثلا وقتی میخوایم بگیم این ماه 4 درصد پیشرفت کردیم، در حالی که برنامهریزی شده بوده که 5 درصد پیشرفت کنیم.
خیلیها دومی رو هم با روش اولی محاسبه میکنن، ولی من اصلا با این کار موافق نیستم. مثلا فرض کنین سرعت کار حدودا نصف بوده و به جای اینکه حدود 90 درصد پیشرفت داشته باشیم، 45 درصد پیشرفت کردیم. تو این حالت اگه پیشرفت برنامهریزی شده دورهای رو از مقدارهایی سادهای که برای مورد اول محاسبه کردیم به دست بیاریم، پیشرفت برنامهریزی شده برای دورهای در آینده پروژه که اتفاقا نزدیک به پایان پروژه هست و مقدارها هم افت کردن به دست میاد که هیچ معنایی نداره و بی دلیل وضع پروژه رو خوب نشون میده.
یه مثال دیگه براتون میزنم. فرض کنین پروژه بلوکهای مختلفی داره و میخواین اطلاعات پیشرفت اونها رو به تفکیک ارائه کنین. یکی از بلوکها تو برنامه تموم شده، در حالی که در واقعیت تموم نشده. اگه از مقدارهای برنامهریزی شده تجمعی برای محاسبه دورهای استفاده کنیم که میدونین چه اتفاق بدی میافته.
راه حلی که من استفاده میکنم اینه که برنامه رو بهروز میکنم تا تمام فعالیتهایی که قرار بوده انجام شده باشن و نشدن به ابتدای دوره منتقل بشن و پسنیازهاشون هم جابجا بشن و بعد پیشرفتها رو بهروز میکنم تا نشون بده که در پایان دوره باید چقدر پیشرفت کرده باشیم. تفاضل این دوتا میشه پیشرفت برنامهریزی شده دورهای و برای اینکه با تفاضلهای مورد اول اشتباه نشه، بهش میگم پیشرفت برنامهریزی شده دورهای ترکیبی.
مقدارهای برنامهریزی شده دورهای ترکیبی رو باید دوره به دوره حساب کرد، چون وابسته به مقادیر واقعی و نمیشه اونها رو مثل نوع غیر ترکیبی یکجا محاسبه کرد. این مقدار به ما نشون میده که با وضعیت فعلی، برنامه چه چیزی رو حکم میکنه.
پیشرفت برنامهریزی شده دورهای ترکیبی، تاخیرها رو جبران نمیکنه. برای همین گاهی اوقات یه مقدار دیگه به اسم پیشرفت برنامهریزی شده دورهای ترکیبی جبرانی هم محاسبه میکنم که مقداری رو نشون میده (به طور تقریبی) که اگه به اون اندازه پیشرفت کرده باشیم، علاوه بر اینکه کارهای برنامهریزی اولیه رو انجام دادیم، یه سهمی از تاخیرها رو هم جبران کردیم. برای اینکه این رو حساب کنم، به طور سر انگشتی مدت دوره رو به جای مدت واقعی دوره، مقدار بیشتری میگیرم که با تناسب از مقدار اولیه پیمان و مقدار تاخیری که برنامه گزارش میکنه به دست میاد.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(144 days ago)
دیروز، یعنی دومین دوشنبه فورریه، روز تر و تمیز کردن کامپیوتره. حالا نمیدونم یه مناسبت جهانی یا فقط مال آمریکاس. به هر حال ایده جالبی بود. آمارایی داده بودن که آدما به طور متوسط روزی چقدر رو صرف جستجوی فایلهاشون میکنن و زمان خیلی بیشتر از اونی بود که انتظار داشتم.
تو سایتهای مختلفی درباره Clean Out Your Computer Day نوشته بودن و توصیههای مختلفی کرده بودن برای سازماندهی اطلاعات.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(149 days ago)
مدت اخیر خیلیا در مورد اینکه پرنیان کرک شده دارم یا نه ازم سوال کردن و باعث شد بیام و این رو بنویسم.
پرنیان نرمافزار خوبیه و معلومه که زیاد براش زخمت کشیدن. مدت اخیر قیمتش هم کم شده (فکر کنم بیشتر از 100 هزار تومن نباشه). بیشتر کسایی که نیاز به پرنیان دارن برای دل خودشون با پراجکت کار نمیکنن، برای شرکتی کار میکنن. خوب، بگین شرکت براتون پرنیان بخره، این کار برای هیچ شرکتی سخت نیست. اگر هم خودتون میخواین کار کنین و قصد ندارین همچین هزینهای کنین، میتونین به جای پرنیان از ابزارهای رایگانی که قسمت محدودی از قابلیتهای تاریخ شمسی رو به پراکت اضافه میکنه استفاده کنین.
بازار پرنیان به استفاده کنندههای داخلی محدود میشه و اگه امثال ماها ازش خرید نکنیم، سود نمیکنه و این فعالیت مفید رو قطع میکنه. چنین اتفاقی برای همه ماها مشکل ایجاد میکنه. بهتره با مسئله حرفهای برخورد کنیم.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(166 days ago)
امروز که اومدم کارای نهایی کتاب رو انجام بدم، متوجه شدم قبلا یکی از فصلها رو ترجمه نکرده بودم و مونده بود برای آخر کار. حالا یه مدتی هم باید صرف اون فصل بکنم. البته فصل کوتاهیه، کلا حدود بیست صفحه. هرچی هم فکر میکنم یادم نمیاد چرا اون موقع این فصل رو ترجمه نکرده بودم.
به هر حال، این فهرست مطالب کتابه:

راستی، نمیدونم قبلا توضیح دادم یا نه؛ این کتاب در مورد کل P6 نیست، فقط ماژول Project Management رو پوشش میده. البته فکر نمیکنم کسی زیاد نگران بشه، چون اکثرا با این ماژول سر و کار دارن.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(166 days ago)
احتمالا متوجه شدین که کامنتام شده کارخونه تولید اسپم!
رفتم یه کم گشتم، یه پلاگین پیدا کردم برای مبارزه با کامنتهای اسپم... حالا باید یه روز نصبش کنم (که حوصله و وقت میخواد) و بعد هم بشینم همه این کامنت الکیها رو پاک کنم...
ماجراییه اینم!
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(167 days ago)
چند دقیقه پیش ترجمه کتاب تموم شد. یه چیزی حدود 450 صفحه از آب در اومد. البته تعداد صفحهها بعد از صفحه بندی یه مقدار تغییر میکنه.
حالا یکی دو روز کارهای نهایی داره (شماره زدن شکلها و ارجاعهای داخلی و ...) و بعد تحویل ناشر میدم. اونها هم بین دو تا چهار ماه دیگه کتاب رو میفرستن به بازار.
از الان به بعد کار روی کتابای جدید شروع میشه. الان دوتا کتاب دارم که همزمان پیش میره. البته برای یکی از کتابها همکار دارم و مشترک کار میکنیم، درباره GIS و نرمافزار ArcGIS هست؛ اونیکی هم کتاب عکاسی دیجیتال مقدماتیه که قبلا یک سومش رو نوشته بودم و به خاطر کارای زیادی که داشتم معلقش کرده بودم و حالا باید تمومش کنم. دیروز بهم خبر دادن که چاپ چهارم کتاب عکاسی قبلیم هم تموم شده و اگه کتاب جدید رو بهشون برسونم میتونن به جای تجدید چاپ کتاب قبلی، جدیدا رو چاپ کنن.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(187 days ago)
دو نکته به نظرم رسید که فکر کنم گفتنش خوب باشه:
اول اینکه اگه سوالی دارین و فکر میکنین ممکنه بتونم کمکتون کنم، لطفا بهم ایمیل بزنین و از کامنت یا پیغام استفاده نکنین. کلا هم خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.
دیگه اینکه خیلی از خوانندهها دنبال برنامه زمانبندیهای نمونه میگردن و با من تماس میگیرن که براشون بفرستم. متاسفانه این از معدود چیزاییه که کمکی از دستم بر نمیاد. برنامههایی که دارم همه چیزایی هستند که برای پروژهها نوشتیم و جز اسناد پروژه هستن و من مجاز نیستم که اونها رو به دیگران کپی بدم.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(187 days ago)
از دیروز دوباره مشغول نوشتن کتاب شدم. از این به بعد هر روز صبح پیش از هر کاری 10 صفحه از کتاب رو خواهم نوشت تا کتاب در زمان قرارداد (نیمه بهمن) تموم بشه.
تصمیم گرفتم کتاب ترجمه باشه، نه ترجمه و تالیف. نمیدونم چرا، ولی احساس میکنم انرژی کافی برای ترجمه و تالیف ندارم و ترجیح میدم به جای اینکه فکر کنم کتاب چطوری میتونه بهتر بشه و ضعفهای احتمالیش رو پوشش بدم و امثال اینها، کل مسئولیت رو به گردن نویسندگان اصلی کتاب بذارم و فقط اصل کتاب رو (با کمی توضیحات بیشتر در مواقع اضطراری) ترجمه کنم. علت اصلیش هم اینه که در مدت اخیر سرم زیاد از حد شلوغ بوده و متاسفانه در کنار کارهام که بیشتر از همهیشه بوده، یه سری کارای ذوقی هم برام پیش اومده و وضعیت رو بدتر از قبل کرده. حجم کتاب هم کمابیش زیاده؛ کلا ترجیح میدم کتابهایی که مینویسم بیشتر از 300 صفحه نباشن.
به هر حال... الان رسیدم به فصلی که در مورد تخمینهای کل به جزئه؛ این مطلب رو مینویسم و میشینم سر ترجمه کتاب.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(187 days ago)
در مورد تنظیم WBS زیاد ازم سوال میشه. میخوام اینجا خیلی خلاصه در موردش بنویسم.
عناصر WBS و کلا تمام ساختارهای سلسلهمراتبی دیگه (که به جای فعالیتها عناصر دیگهای مثل منابع، هزینهها و پروژهها رو دستهبندی میکنن) دو کارکرد کلی دارن:
1. دستهبندی عناصر که باعث مرتب شدن اونها میشه و خوانایی برنامه رو افزایش میده.
2. خلاصهسازی اطلاعات، که باعث میشه بدون دردسر انواع جدیدی از اطلاعات رو به دست بیاریم.
به عنوان مثال اگه عنصر WBSی برای کل تاسیسات مکانیکی پروژه داشته باشیم، میتونیم خیلی راحت بدونیم که تاسیسات مکانیکی از چه تاریخی شروع میشن، تا چه تاریخی تموم میشن، کلا چقدر هزینه دارن، وزن فیزیکیشون کلا چقدره، پیشرفت واقعیشون چقدره و ... ولی اگه این عنصر WBS (یا به اصطلاح پراجکتیش خلاصه فعالیت) رو نداشته باشیم، باید برای اینکه اون اطلاعات رو به دست بیاریم مقداری محاسبه رو به طور دستی انجام بدیم.
اگه در این دو مورد دقیق بشین، کمی فکر کنین و ذوق به خرج بدین، به نظرم WBS خیلی خوبی به وجود میاد.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(197 days ago)
تا حالا چند بار ازم در مورد وضعیت کتاب P6 سوال شده. راستش تو 65 روز اخیر اصلا روش کار نکردم، چون خیلی فشار کار شرکتها زیاد شده بود و متاسفانه یه مقدار تنش هم داشت. من هم یه عادتی دارم امکان نداره مثلا بشیم نیم ساعت کار کنم... وقتی میخوام کار کنم حداقل باید دو سه ساعت پیوسته کار کنم و تمرکز کامل هم داشته باشم.
خلاصه این شد که کتاب این مدت تعطیل بود. الان کتاب نصف شده و به هر حال از اواخر همین هفته ترجمشو دوباره دست میگیرم. احتمالا تا یه ماه و نیم دیگه تمومش کنم.
بعد از اینکه کتاب رو تحویل انتشارات بدم حدود سه تا پنج ماه طول میکشه تا چاپ شه.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(201 days ago)
pهمیشه اصرار داشتم کارامو اصولی انجام بدم و این یکی از بزرگترین اختلافاتی بوده که تو شرکتها با بقیه داشتم. مسئله این نیست که خیلی مبادی آداب باشم و به این خاطر سعی کنم کارهامو اصولی انجام بدم؛ مسئله اینه که کار اصولی دردسرش کمتره! واقعا کمتره. وقتی کار اصولی انجام نشده در ابتدا زمان کمتری میبره و سادهتره، ولی به تدریج مشکلاتی به وجود میاره که حل کردنشون چندین برابر زمان و انرژی میخواد./p
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(204 days ago)
الان دیدم یکی از سایتهایی که تو لیست فیدهام هست و به مدیریت مربوط میشه خبری گذاشته که اون رو حدودا ده روز پیش تو یکی از سایتهای آی تی دیده بودم و متن خبر هم دقیقا همون بود (کپی و پیست). خیلی از چیزی که دیدم ناراحت شدم. خانمها و آقایان، هر خبر منبعی داره و باید اون منبع رو ذکر کنین. ذکر منبع نه تنها ارزش چیزی که نقل کردین رو کم نمیکنه، که خیلی هم بیشتر میکنه.
در ضمن، چند روز بعد مشخص شد که اون خبر اشتباهه و سایت ایرانیای که اولین بار اون رو نقل کرده بود این توضیح رو به انتهای خبر اضافه کرد، در حالی که سایت دوم چنین کاری نکرده.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(210 days ago)
امروز تو سایت مرکز اطلاعرسانی مدیریت پروژه ایران، مطلبی دیدم در مورد یه ادین برای اضافه کردن توابع فارسی به اکسل.
برنامه رو فرشید میدانی نوشته و میتونین اون رو به رایگان (تحت قرارداد گنو) از سایتش دریافت کنین.
راستش برنامه رو با بدبینی گرفتم که تست کنم، ولی نظرم کاملا عوض شد. اول اینکه یه فایل PDF راهنما برای برنامه وجود داره که خیلی خوب توضیحش داده. بعد هم اینکه تعداد زیادی تابع تهیه شده و تک تک هم توضیح دارن. بعضی تابعها که نظرم رو جلب کردن اینان:
تبدیل تاریخ میلادی به شمسی – تبدیل تاریخ شمسی به میلادی – اضافه و کم کردن مدت زمان به تاریخ شمسی – تبدیل تاریخ شمسی به متن انشایی (مثلا شنبه، شانزدهم آذر هزار و سیصد و هشتاد و هفت) – تعیین اختلاف بین دو تاریخ شمسی
کلا مجموعه خیلی خوبیه، دست نویسندش واقعا درد نکنه.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(210 days ago)
من از اون دسته آدمای خوشبختی هستم که کارشون رو دوست دارن. با وجود این، مدتیه به شدت از شیوه فعلی کارم خسته شدم. علت خستگی هم همکاری بسیار بد کارفرما و پیمانکاران با ماس (در نقش مشاور) که متاسفانه با همکاری نامناسب همکارای خودم هم ترکیب میشه. احساس میکنم باید جور مشکلاتی که تمام این شرکتها ایجاد کردن رو بکشم و با وجود این باز هم محصولی که در نهایت و با سختی خیلی زیاد ایجاد میشه از نظر خودم مطلوب نیست. یه چند وقتیه دارم به این فکر میکنم که فعالیتهای اجرایی خودم رو کمتر کنم و بیشتر به کارهای مشاورهای صرف، تالیف و ترجمه و آموزش برسم. فکر میکنم انتخاب منطقیتری باشه.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(218 days ago)
یه مدتی بود دایم این فکر تو سرم میگذشت که یه وبلاگ در مورد نگارش فارسی بسازم. با اینکه خیلی کار داشتم ساختمش و الان هم یه دو روزیه که دارم توش مینویسم. یه سری مطلب آموزشی و یه سری تمرین داره. تمرینها جملههایی از وبلاگاییه که همیشه میخونم که مشکلاتشون رو توضیح میدم و پیشنهاد خودم رو هم میگم.
اگه دوست دارین متنهای بهتری بنویسین، احتمالا خوندن راهنمای بهترنویسی بتونه یه کمک کوچیکی بهتون بکنه. اگه سایت داشته باشین و بهش لینک بدین هم خیلی خوبه.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
(221 days ago)
همیشه تاکید میکنم که برنامه زمانبندی نقاشی نیست؛ یه نسخه شبیهسازی شده از کل پروژه س و باید عملیاتی باشه. گه گداری که تدریس میکنم بارها و بارها این رو برای کسایی که سر کلاس هستن تکرار میکنم و احتمال داره حوصلشون هم از این تکرار سر بره؛ ولی اعتقاد دارم هرچقدر گفته بشه، باز هم کمه.
به این خاطر یاد این مسئله افتادم که امروز وقتی یه برنامه رو کامل کردم و دادم به مدیر پروژه ببینه، گفت “به به، چه برنامه قشنگی شد”. البته درک میکنم که داشت از برنامه تعریف میکرد، ولی واقعیت اینه که این از اون نوع تعریف کردنهاییه که من یکی بهم بر میخوره.
نوشته نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) - صفحه اصلی
Older
|