| [صفحه اصلي] | [رزومه كنترل پروژه] | [رزومه تاليف و ترجمه] | [تماس با نويسنده] | [معرفي نرم افزارها] | [معرفي منابع] | [معرفي سايتها] |
سايت به طور آزمايشي فعاليت كرده و هنوز تكميل نشده است.
|
درباره نويسنده
اخبار و اطلاعات مربوط به مدیریت پروژه: فصلنامه مدیریت پروژهانجمن مدیریت پروژه ایران وبلاگهای مربوط به کنترل پروژه: گانتمدیریت پروژه نوین استانداردهای مدیریت پروژه اگر سایت یا وبلاگی مربوط به برنامهریزی و کنترل پروژه دارید، آن را معرفی کنید تا لینک آن را با کمال میل اضافه کنم. وبلاگهای آی تی: آخرین مطالب وبلاگها و سایتهای کنترل پروژه: |
وبلاگ برنامه ريزي و كنترل پروژه [Link] مشکل در نصب پریماورا 6 (10 hours ago) امروز قرارداد کتاب راهنمای پریماورا 6 رو بستیم و کارم رو شروع میکنم. کتاب حدود 550 صفحه خواهد بود. الان چند ماهی میشه که برای کارام به جای پریماورا 5 از 6 استفاده میکنم. البته قسمت خیلی کوچکی از کارامو را پریماورا انجام میدم و عموما پراجکتی هستن. به هر حال، الان که اومدم روی ویندوز جدید لپتاپم دوباره پریماورا 6 رو نصب کنم، دچار مشکل شدم. نسخهای از پریماورا 6 که من دارم، روی نسخهای از XP که روی لپتاپم نصب شده (نسخه غیر مجاز) درست نصب نمیشه. در واقع SQL Server نصب نمیشه و به همین خاطر کار نمیکنه. تنها راهی که پیدا کردم اینه که اول پریماورا 5 رو نصب کنم تا SQL Server قدیمی رو اون نصب کنه و وقتی که پریماورا 6 نمیتونه SQL رو نصب کنه، مشکلی پیش نیاد. اگه شما هم به چنین مشکلی بر خوردین و راه حل جالبتری به نظرتون نرسید، میتونین از همین روش استفاده کنین. الان دارم پریماورا 6 رو روی ویستای لپتاپم (نسخه مجاز) نصب میکنم. همین الان که دارم این رو مینویسم نصب SQL داره تموم میشه و اون قسمتی که توی XP خطا میداد رو رد کرده. میشه گفت که پریماورا 6 تو ویستا مشکل نصب نداره. این ماجرای ویستا و XP هم دردسری شده. قبلا مشکل این بود که بعضی برنامهها تو ویستا درست کار نمیکردن، ولی همه تو XP بدون مشکل بودن. الان مشکل بیشتر شده! بعضیها فقط تو ویستا بدون مشکل کار میکنن و بعضیها فقط تو XP. اتوکد 2009 رو هم تو XP نتونستم نصب کنم (مشکل اون این بود که دات نت 3 میخواست و دات نت 3 روی XP من نصب نمیشد، در حالی که ویستا اصولا این دات نت رو داره و به همین خاطر اتوکد راحت اجرا میشد). نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] فصلنامه مدیریت پروژه (3 days ago) چند وقت پیش صحبتهایی با فصلنامه مدیریت پروژه کردم، برای اینکه مقالههای مربوط به قسمت نرمافزار (قسمتی که تازه به مجله اضافه شده) رو براشون بنویسم. اولین مقاله رو درباره نرمافزارهای تحت وب مدیریت پروژه براشون نوشتم و تو شماره اخیر (شماره هشتم فصلنامه مدیریت پروژه) که همزمان با کنفرانس در اومد چاپ شد. مقاله که میگم منظورم یه نوشته کوتاه یک صفحهایه. متاسفانه تو این یک صفحه فرصتی نبود که خیلی مسئله رو باز کنم و بیشتر به این محدود شد که مفهوم نرمافزارهای تحت وب و امتیازهاشون رو بگم. خودم اصولا علاقه زیادی به این نرمافزارا دارم، هرچند که مثل همه ایرانیهای دیگه نمیتونم به راحتی ازشون استفاده کنم. در آخر روی این نگرانی همیشگیم هم تاکید کردم: نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [1] [Link] کتاب ایزو 10006 (3 days ago) فصلنامه مدیریت پروژه کتاب استاندارد ایزو 10006 رو تهیه و چاپ کرده. این کتاب دو زبانس… صفحههای سمت چپ متن انگلیسی هستن و سمت راست ترجمه همونها. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] چهارمین کنفرانس بینالمللی مدیریت پروژه (6 days ago) سهشنبه و چهارشنبه تمام مدت تو کنفرانس بودم. مجموعا خوب بود. برنامه تو مرکز همایشهای صدا و سیما برگزار شد و اولین بار بود که پامو اونجا میذاشتم. واقعا مجموعه خوبی بود... خیلی عالی… حدود پنجتا سالن داشت،با اندازههای مختلف و همگی به شدت مجهز. سیستم تهویه خیلی خوبی هم داشت و با اینکه حدود 1700 نفر (ظاهرا) اونجا بودن، به هیچ وجه مشکلی وجود نداشت. تنها ایرادی که میشه از این مجموعه عالی گرفت، اینه که سرویسهای بهداشتیش برای این تعداد کافی نبود و از طرف دیگه با اینکه به نسبت تمیز و خوب بود، در مقایسه با کل مجموعه انتظار میره که خیلی بهتر از این باشه. خیلی از شرکتکنندهها ارسالی بودن. منظورم کساییه که محل کارشون، به خصوص ادارات دولتی، اونها رو به کنفرانس میفرستن. این عده رو میشد از رضایتی که تو صورتشون بود تشخیص داد: طرف با خودش میگه دو روز نرفتم سر کار، پذیرایی شدم، تازه ماموریت هم میگیرم. مشکل این افراد این بود که عموما علاقه خاصی به این برنامه نداشتن و مزاحمت ایجاد میکردن. بعضیهاشون تو سالن دایما با هم حرف میزدن و مثلا هر بیست دقیقه به مدت سه دقیقه گوش میدادن و یادداشت برمیداشتن. احتمالا باید تکلیف هم به ادارشون پس بدن. بعضیها هم خیلی راحت و معمولی تو سالن با موبایل حرف میزدن، همونطوری که من و شما وقتی تو خیابون راه میریم حرف میزنیم. من نمیدونم چطور بعضیها میتونن تا این حد با بعضی مسایل نا آشنا باشن. تبلیغات بین برگزارکنندهها خیلی زیاد بود و از این موضوع خوشم نمیومد. از تبلیغات حوزه خود-حزباللهی-نمایی و خود-وابسته-دولتی نمایی گرفته، تا تبلیغات شخصی. من فکر میکنم نبود این تبلیغات مشکلی به وجود نمیآورد و فضا رو هم خوشآیندتر میکرد. ارائه دهندههای مقالهها خیلی از اصول ارائه خلاصه رو رعایت نمیکردن. به نظر من باید پیش از شروع کنفرانس برای این افراد برنامهای گذاشت و اصول رو بهشون توضیح داد؛ حتی باید بهشون کمک کرد که مطالب خودشون رو به طور حرفهایتری برای ارائه خلاصه کنن. یه چیز دیگه هم میخواستم بگم یادم رفت! نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] کتاب اتوکد 2009 (7 days ago) کتاب اتوکد 2009 تموم شد و فرستادمش برای ناشر. کتاب حدود 1100 صفحه شد. همونطوری که گفتم، این کتاب بهروز شده اتوکد 2007 خودم هست. اون کتاب دو جلدی بود و هر دو جلدش با کمی فاصله چاپ دوم هم شدن. این بار دو جلد رو تو یه جلد ترکیب کردم. کار بهروز کردن کتاب خیلی بیشتر از اونی که انتظار داشتم ازم کار برد، چون اینترفیس نرمافزار عوض شده بود و عملا میبایست تمام شکلها رو جایگزین کنم (کتاب 2044 شکل داره که یا شکلهای شمارهدار، یا شکلهای داخل متن هستن). از طرف دیگه، دلم نمیومد که فقط قابلیتهای جدید رو به نرمافزار اضافه کنم؛ بعضی جاها که به نظرم میومد قبلا به اندازه کافی توضیح ندادم رو اضافه کردم. چند جا هم احساس کردم زیاد از حد توضیح دادم (از اون مدلایی که میگن به خواننده بی احترامی شده)، توضیحاتشون رو کم کردم. در نهایت ساختار کتاب رو هم کامل عوض کردم. فصلها جابجا شدن، بعضی فصلها خورد شدن و بعضیهای دیگه با هم ترکیب شدن. الان به نظرم ساختار کتاب خیلی منطقیتر و کاربردیتره. مشکل اصلی این بود که برای نسخه 2007 اول جلد یک رو تهیه کردم و دادم به انتشارات و بعد رفتم سر جلد دو، تا کار زودتر به بازار بره. وقتی جلد دو رو تموم کردم، اولی چاپ شده بود. به این خاطر امکانش رو نداشتم که چیزی رو بین این دو جلد با هم هماهنگ کنم. به هر حال... کتاب بعدی پریماورا 6 هست. فعلا قرارداد رو نبستم و کار رو هم شروع نکردم تا یه ده روزی استراحت کنم و بعد برم سر و وقتش. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] عمران یا صنایع (27 days ago) اینو دارم به عنوان پاسخ یکی از کامنتها مینویسم. تو ایران باید ماجرای مدیریت پروژه رو از برنامهریزی و کنترل پروژه جدا کنیم. در مورد مدیریت پروژههای عمرانی، تقریبا همه جا این ذهنیت وجود داره که مدیر پروژه باید مهندس عمران باشه، مهندس عمران خیلی ماهری هم باشه. بعد اگه توان مدیریتی هم داشته باشه که بهتره. اکثر این افراد مهارت مدیریتی رو به تدریج تو مجموعههایی که کار کردن به دست آوردن؛ به هر حال دورههای کوتاه مدت مختلفی هم برای یادگیری اونها هست (من اونقدر وارد نیستم که معرفی کنم). در مورد برنامهریزی و کنترل پروژه، هم عمرانیها فعالیت میکنن و هم دوستان صنایع. صنایعیها پشتوانه تئوریک بهتری دارن و عمرانیها اطلاعات اجرایی بیشتری دارن. چون معمولا سازماندهیها طوری نیست که آدم در صورت نداشتن اطلاعات اجرایی بتونه راحت کارشو پیش ببره، این ماجرای عمرانی بودن برای بعضی شرکتها خیلی اهمیت داره. به هر حال، به نظر من اگه رشتتون صنایع هست، باید تو چیزایی که عمرانیها بیشتر وارد هستن اطلاعات کسب کنین و اگه عمران هستین هم در مورد چیزایی که صنایعیها واردتر هستن مطالعه کنین. چیزایی که لازمه آدم برای برنامهریزی و کنترل پروژه بدونه به نظر من دو قسمته: 1. توانایی کار با نرمافزار. این توانایی به نسبت راحت به دست میاد، چون انواع و اقسام منابع راهنما وجود داره. 2. آشنایی به اصولی که برای برنامهریزی و کنترل پروژهها در ایران لازمه. این مسایل تئوریک رو هم اصولا باید بشه از طریق منابع به دست آورد، ولی من منبع به اندازه کافی مفیدی برای این ماجرا نمیشناسم که معرفی کنم. همه کسایی که میشناسم تو این رشته کار میکنن خودشون با تجربه کردن اطلاعات رو به دست آوردن.
پ.ن. بازار کار و درآمد برنامهریزی و کنترل پروژه؟ به نظر من عالیه. فکر کنم تو شرایط معمولی از کارای دیگهای که با مدرک عمران میشه کرد خیلی بهتره. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [2] [Link] چهارمین کنفرانس مدیریت پروژه (34 days ago) احتمالا بدونین که آخر مرداد, کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه برگزار می شه. من دوره های قبل رو نرفتم، ولی احتمالا این رو برم. حداقلش اینه که آدم با یه عده از همکاراش آشنا می شه. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [1] [Link] کار تو سیستم مشاور و کارفرما (38 days ago) خوب، من یه عمری تو شرکتهای پیمانکار کار کردم و هنوز هم میکنم. علاوه بر اون مدتیه که برای یه شرکت مشاور و یه کارفرما هم کار میکنم. این دوتا آخری یه امتیاز خییییلی بزرگ داره: اکثر جلسهها تو محل خود آدم تشکیل میشه و نیازی نیست که تو این هوای بد و این خیابونای شلوغ آدم اینور اونور بره! نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [1] [Link] میخواین مترجم بشین؟ (39 days ago) خیلیها از من میپرسن که اگه بخوان برن تو کار ترجمه باید چه کارهایی انجام بدن. حالا اینجا مینویسم که همه بتونن بخونن: 1. زمینه کاری خودتون رو مشخص کنین. ترجمه موضوعی که ازش سر رشته ندارین محصول خوبی به وجود نمیاره. 2. یه کتاب تو زمینه کاری خودتون پیدا کنین. 3. حدود بیست صفحه کتاب رو ترجمه کنین. بهتره برای این کار اوایل کتاب رو انتخاب نکنین، چون معمولا متن اوایل کتابها به اندازه کافی روون نیست. برین از اول فصل 5 یا 6 شروع کنین. 4. با یه ناشر تماس بگیرین و نمونه کارتون رو براش بفرستین. اگه زمینه کارتون کامپیوتر هست به من ایمیل بزنین تا تو این کار کمکتون کنم. برای اینکه ترجمه خوب باشه خیلی چیزها میشه گفت، به نظر من مهمترینش اینه: وقتی متن انگلیسی رو میخونین (کتابایی که من باهاشون سر و کار دارم همه انگلیسی هستن، به هر حال فرق نمیکنه، چون من زبون خارجی دیگهای هم بلد نیستم) به هیچ وجه اون رو تو ذهنتون ترجمه نکنین. باید متن رو با زبون خودش بفهمین، همونطوری که متن فارسی رو میفهمین. اگه غیر از این باشه، ساختار زبان مبدا تو ذهن میمونه و روی ساختار مقصد اثر میذاره. بعد از اینکه یه پاراگراف رو به دقت و با شیوهای که گفتم خوندین، شروع کنین و اون رو با "زبون مادری" خودتون بنویسین. به هیچ وجه به جملههای انگلیسی فکر نکنین، چون متن فارسی رو خراب میکنن. خیلی راحت فکر کنین و بنویسین، سعی نکنین متن رو زیاد از حد رسمی کنین. اگه لازم باشه که تعهد به متن اصلی بیشتر باشه میتونین به جای واحد پاراگراف، از واحد جمله استفاده کنین، ولی اکثر مواقع پاراگراف کافیه. چه مشکلاتی تو متن فارسی میتونه به وجود بیاد: باید مشکلات رو بشناسین تا گرفتارشون نشین. اولین مشکل، اینه که متن زبان مبدا تو ذهن مترجم باشه و به جملههای فارسی شکل بده. در این حالت متن فارسی خیلی بد میشه. کسایی که کلمه به کلمه ترجمه میکنن بیشتر از همه گرفتار این مشکل هستن. مشکل دیگه اینه که از کلیشههای نادرست تو متن استفاده کنین. بزرگترین منبع چنین کلیشههایی، اخباره. بعد از اخبار، سایر مطالبی که تو مجلهها، رادیو و تلویزیون هست بیشترین سهم رو دارن. میدونین سالمترین منبع زبان چیه؟ زبان محاورهای که آدما هر روز استفاده میکنن. ممکنه خیلی از کلماتی که تو زبان محاوره به کار میره تو کتاب قابل قبول نباشه، ولی ساختار جملههای زبان محاوره از سالمترینهاس.
اگه میخواین تو زمینه برنامهنویسی فعالیت کنین، زودتر کارهایی که گفتم رو انجام بدین و با من تماس بگیرین. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] کتاب جدید (41 days ago) دو روزیه که مشغول کتاب جدیدم. متاسفانه بر خلاف چیزی که قبلا گفته بودم، کتاب جدید پریماورا 6 نیست. پریماورا رو بعد از کتاب فعلی، که اتوکد 2009 هست مینویسم. اتوکد 2009 نسخه بهروز شده و بازبینی شده اتوکد 2007 خواهد بود، به همین دلیل زود تموم میشه. احتمالا یه ماهه. از دیروز فکرم خیلی مشغول یه سری چیزاس… اینکه آدم چقدر از زمانش رو به برنامهریزی و چقدرش رو به اجرا اختصاص بده. فکر میکنم باید سهم قسمت برنامهریزی کارهام رو بیشتر کنم. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] چطوری به مشکل بر خوردم! (46 days ago) شاید متوجه شده باشین که یه مدتیه کم می نویسم. علتش اینه که ظاهرا یوزرنیم یا پسورد وبلاگ رو فراموش کردم! راستی، کتاب آموزش پرورش امروز تموم شد. در مورد کتاب بعدی که قرار بود پریماورا 6 باشه یه تغییری رخ داده، قبلش اتوکد 2009 رو کار می کنم. البته نگران نباشین، این اتوکده قراره آپدیت شده و بازنگری شده کتاب 2007 خودم باشه و به همین خاطر خیلی کمتر وقت می گیره. راستی، اگه کتاب کد 2007 من رو خوندین و نظری اصلاحی دارین، وقت خیلی خوبیه که بهم بگین. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] اپرا و فایرفاکس جدید (69 days ago) خوب، این دوتا هم ورژنهای جدیدشون اومد. البته فایرفاکس رو که خیلیها میشناسن، متاسفانه این اپرای نازنین رو عده خیلی کمتری میشناسن و استفاده میکنن. من خودم با هر دوتا مرورگر مدت زیادی کار کردم و در نهایت انتخاب همیشگی من اپرا بوده... خیلی باهاش راحتم. راستی، این رو هم بگم که اگه زیاد با اینترنت سر و کار دارین و هنوز از اینترنت اکسپلورر استفاده میکنین، بهتره یه مدتی این دوتا رو هم آزمایش کنین، احتمالا خوشتون بیاد. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] راهنمای جامع برنامهنویسی VBA در MS Project (72 days ago)
کتاب در آینده نزدیک چاپ میشه. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [2] [Link] مشکل هنگ کردن کامپیوتر در زمان کار با مودم وایرلس داتک (73 days ago) اولین باری که با این مشکل بر خوردم، دو سه سال پیش بود که یه کامپیوتر دسکتاپ جدید خریدم. وقتی مودم وایرلس داتکم رو بهش وصل میکردم، بعد از نیم تا پنج ساعت هنگ میکرد! هر کاری که میتونستم کردم و حل نشد. در نهایت، این واقعیت رو قبول کردم که مودم رو قرار نیست به اون وصل کنم. چند وقت پیش یه لپتاپ جدید گرفتم و این مشکل توی اون هم وجود داشت. چون دیگه وصل نشدن مودم به لپتاپ برام قابل قبول نبود، یه راه حل عجیب و غریب پیدا کردم: با VMWare یه کامپیوتر مجازی تو این دو ساختم، توی اون کامپیوتر مودم رو نصب میکردم و اینترنت وصل میشد، از تو اون کامپیوتر که با کامپیوتر اصلی شبکه بود، با ICS اینترنت رو شیر میکردم. خوب، این راه حل زحمت زیادی داشت. در نهایت بعد از جستجوی زیاد تو اینترنت، یه راه حل اساسی پیدا کردم. تو بایوس کامپیوترهای جدید گزینهای وجود داره که بهش Hyper Threathing میگن، ولی اسمای مختلفی داره. اصولا باید بگردین و یه گزینهای با مفهوم مشابهش پیدا کنین. این گزینه اگه فعال باشه، که به طور پیشفرض فعاله و برای این که مودم هنگ نکنه باید غیر فعالش کرد،CPUهای دو هستهای تو سیستم عامل با دوتا CPU شبیهسازی میشن. غیر فعال کردن این گزینه باعث میشه که سرعت دستگاه کمی تا قسمتی (بسته به نوع کار) کم بشه، ولی خوب، ارزشش رو داره. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] زیان! (75 days ago) خیلی بده که یه شرکت آدمای با تخصص معمولی رو جذب کنه، در مدت یک یا چند سال ازشون استفاده کنه و در نهایت بعد از این که اون فرد به تخصص کاملا خوبی رسید، نتونه نگهش داره و اون فرد بره. این یعنی تبدیل شدن شرکت به آموزشگاه، اون هم آموزشگاهی که به شاگرداش حقوق می ده! این سیاست خیلی اشتباهه... هزینه زیادی که در اون مدت می شه کاملا از بین می ره و در عین حال در مقایل هزینه ای که برای نگه داشتن اون فرد لازمه اصلا قابل مقایسه نیست. نیروی انسانی تو شرکت های ساختمانی اهمیت خیلی زیادی داره، نباید به این کم توجهی بشه. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [4] [Link] پروژه جدید من (76 days ago) یه فکرایی تو سرمه. میخوام یه سری اد-این برای نرمافزارهای آفیس و اتوکد (که همه VBA دارن) بنویسم. هرکدوم از برنامهها که اد-این توش نصب شده باشه،تاریخچه فایلهاش ثبت میشه. محصول یه فایل CSV هست که به طور پیشفرض با اکسل باز میشه و میشه انواع تحلیلها رو روش انجام داد یا اطلاعات رو توش جستجو کرد. مثلا ویندوز میگه که هر فایلی آخرین بای چه تاریخی ویرایش شده، ولی تاریخ ویرایشهای قبلی رو نمیگه. میشه چنین اطلاعاتی رو از این خروجیها گرفت. یا مثلا میشه استخراج کرد که روند تکامل یه فایل چی بوده،حجمش چه تغییرایی کرده، چند ساعت باز بوده و ... حالا الان یه کم عجله دارم و نمیتونم در مورد مزایای این سیستم کامل بنویسم؛ احتمالا بعدا این کار رو میکنم. فعلا مهمترین چیز اینه که اگه برنامه مشابهی میشناسین به من معرفی کنین که خودم ننویسمش! نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [4] [Link] آیفون جدید! (78 days ago) خوب، به سلامتی آیفون جدید هم اومد. کلی قابلیت اضافه کرده، اونوقت قیمتش کمتر هم شده! یه حرفایی در مورد GPS تو تبلیغاتش هست، ولی من که هرچی می خونم نمی فهمم که خودش GPS داره یا این که ساپورت می شه و می شه بهش اضافه کرد. آخه با 200 دلار GPS هم داشته باشه؟ 3G هم ساپورت می کنه و دیگه ملت نمی تونن فحشش بدن که چرا مجبورشون می کنه از تکنولوژی عهد بوق GPRS که ما براش سر و دست می شکنیم و درست حسابی هم نداریمش استفاده کنن. ظاهرا الان مهارت های اکسچنجی هم پیدا کرده و رو این حساب اپل داره تبلیغ می کنه که آیفون یه دستگاه اینترپرایزه... حالا این قابلیت ها در چه حد هستن دیگه من نمی دونم. نکته دیگه ای که اصلا نفهمیدم اینه که باز هم قراره تحت انحصار AT&T فروخته بشه یا نه. اگه نباشه، اونوقت از نظر قیمت و دسترسی خیلی بهتر می شه، حتی برای ما. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] راهنمای جامع پریماورا 6 (78 days ago) خوب، احتمالا پریماورا دوستان از این خبر بدشون نیاد. بالاخره با دیباگران توافق کردم که کار تهیه راهنمای جامع پریماورا 6 رو انجام بدیم. یه کتاب بلند و بالاس که فکر کنم هفتصد صفحه ای بشه. البته بعدا اطلاعات دقیقتر هم می دم. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [4] [Link] وقتی 320x240 کافی نیست! (79 days ago) اصولا یه چیزی که می تونه خیلی به کارآیی آدم کمک کنه، سیستم مدیریت اطلاعات شخصی (PIM)، یعنی برنامه ای برای پیگیری قرارهای ملاقات و فعالیت هاس. وقتی از همچین سیستمی استفاده می شه، قسمتی از مشغولیت ذهنی آدم که معطوف یادآوری و سازماندهی کارهاس آزاد می شه و می تونه صرف خود کارها بشه. من اطلاعاتم رو تو Pocket PCم ذخیره می کنم... این دستگاه یه ورژن آوت لوک داره که با آوت لوک دسکتاپ هم سنکرون می شه. امروز انقدر کارام زیاده که برای اولین بار، لیست کارهام توی صفحه 320×240 این دستگاه جا نشده و یه اسکرول بار عمودی کنار صفحه نمایش داده شده! صحنه ترسناکیه... الان هم به عنوان استراحت اومدم این رو نوشتم و دوباره برمی گردم سر کارهام... نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] آمار عدم موفقیت پروژه ها (80 days ago) الان یه آماری دیدم که مرجعش Standish Group Chaos Report, 1995 بود. توش گفته بود که 90% پروژه ها مطابق زمان, هزینه یا کیفیت تعیین شده تکمیل نمی شن. البته نمی دونم جامعه آمارش چی بوده. گفته بود که با تحلیل انجام شده، 69% ناکامی ها به خاطر مشکل در مدیریت پروژه بوده. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] شیوه نامه تهیه و ارائه برنامه زمانبندی (82 days ago) من معمولا تو شرکتهای پیمانکار کار میکنم، ولی علاوه بر اونها تو یه شرکت مشاور و سیستم یه کارفرما هم مسئولیت دارم. تو این دو حالت یکی از بزرگترین مسایلی که باهاش درگیرم، اینه که یه سری چیزهای ساده رو بارها و بارها به شرکتهای متعددی که تحت نظارت ما کار میکنن توضیح بدم. از دیروقت دیشب که بعد از بازی هفتگی کانتر برگشتم خونه فکری به ذهنم رسید و مشغولش شدم. دارم یه شیوه نامه برای تهیه برنامه زمانبندی و یه شیوه نامه برای ارائه اون تهیه میکنم، تا بعد از تکمیل شدن به تمام شرکتها ابلاغ کنم. هروقت هم شرکت جدیدی به مجموعهای تحت نظارت ما اضافه میشه، شیوه نامهها رو بهشون میدیم. امیدوارم که این کار یه مقدار دردسرها رو کم کنه. چیزایی که در مورد تهیه برنامه زمانبندی میخوام بگم رو همه کسایی که به اندازه کافی وارد باشن میدونن، چیز خاصی نیست؛ البته به جز یه قرارداد برای نامگذاری و مشخص کردن ویرایش فایلها. در مورد شیوه ارائه برنامه، دو قسمت وجود داره. یه قسمت شیوه قالب بندی برناه رو توضیح میده... هدر و فوتر، فیلدهایی که باید باشن و اینطور چیزا. یه قسمت دیگه، گزارشی دو تا سه صفحهایه که باید همراه برنامه باشه و اطلاعات خاصی رو ارائه کنه. بعد از اینکه این دو تا به یه جایی برسن میذارمشون اینجا و خوشحال میشم که بعد از دیدنش اگه نظری داشتین بگین. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [1] [Link] چگونه کار من با آموزش و پرورش به بن بست خورد. (82 days ago) خوب، این از اون چیزاییه که ممکنه خیلیاتون بگین که میبایست انتظارش رو میداشتم. ولی نداشتم، چون من آدم خوشبینیم. از اون گذشته، بعضی چیزایی که دورادور دیده بودم این تصور رو در من به وجود آورده بود که سیستمشون تغییرات مثبتی کرده. پروژه من، برای تالیف کتاب مبانی و کاربرد رایانه به بن بست خورد. دلیل اصلی اونها این بود که مدرک من کامپیوتر نیست! الان خیلی میتونم در این مورد بنویسم و میتونم زیر سوالشون ببرم. ولی این کار رو نمیکنم، چون انگیزش رو ندارم. اشتباه میکنم؟ خوشبختانه نیازی هم به این ندارم که از نظر چند نفری که اونجا هستن “متخصص” حساب بشم، جاهایی که این لطف رو دارن و من رو “متخصص” میدونن همینطوری هم بیشتر از نیازمن. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [2] [Link] کتاب جدید (99 days ago) کتاب Windows Home Server تقریبا تموم شده بود، یعنی الان حدود بیست صفحه ش مونده؛ ولی یه دفعه یه کار اورژانسی ازم خواستن و من هم قبول کردم. کار تهیه کتاب مبانی کامپیوتر هنرستانه، که باید به مهر برسه، و این یعنی این که من باید تا دو هفته دیگه تمومش کنم. آدم اصلا فکرشو نمی کنه، ولی نوشتن یه کتاب که خیلی ساده باشه و مسایل پیش پا افتاده رو هم توضیح داده باشه، کار سختیه. آدم باید سعی کنه بدیهیاتی که تو ذهنش هست رو فراموش کنه و مثل یه آدمی که با موضوع کاملا نا آشنا هست فکر کنه. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] کار جدید (99 days ago) چند روزیه که یه کار جدید گرفتم: پروژه احداث موزه و خزاین بانک مرکزی. کنار متروی حقانیه؛ ضلع جنوب اتوبان. پروژه خاصیه؛ قراره کل جواهرات سلطنتی (ملی) از محل فعلی که تو فردوسی هست (و دلم می خواد برم ببینم) منتقل بشه به اینجا. علاوه بر اون، ساختمان مرکزی هم احتمالا می شه، یعنی کل قسمت های اداری به اینجا منتقل می شه. فعلا اطلاعاتم خیلی زیاد نیست، حتی نقشه ها رو هم ندیدم. ولی دو باری که رفتم کارگاه، دپوی میلگردی دیدم که حتی تو فیلما هم ندیده بودم! فعالیت جدی من تو پروژه از دو هفته دیگه شروع می شه، تو این مدت گاهی می رم که آشنا بشم. من قراره که با سیستم مجری (کارفرما) همکاری کنم. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] کتاب جدید (102 days ago) این مدت داشتم رو کتاب Windows Home Server کار می کردم و فقط یه کم مونده بود تموم شه (حدود بیست صفحه) که یه کتاب اورژانسی پیش اومد و فعلا مجبور شدم قبلی رو معلق کنم. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] کتاب پراجکت 2007 چاپ شد (117 days ago) بالاخره کتاب پراجکت 2007 چاپ شد. البته بالاخره که می گم، معنیش این نیست که طول کشیده... خوشبختانه دیباگران خیلی سریع و خوب کار می کنه.
نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [3] [Link] نظر من در مورد آیفون (132 days ago) اول بگم که من هیچوقت آیفون نداشتم. بخوام صادقانه بگم، تا حالا دستم هم به آیفون نخورده! به همین راحتی. البته قبل از اینکه کتاب رو شروع کنم میخواستم یکی بخرم، ولی اصلا دلم نمیومد برای چیزی که قیمت 399 دلاره، بالای هفتصد هزار تومن پول بدم! این پول به اندازه یه لپ تاپ ارزونه و با یه کم پول بیشتر میشه یه UMPC خرید! شوخی نیست… ولی خوب، الان قابلیتهاش رو میشناسم و میدونم که چه جور چیزیه. واقعیت اینه که وقتی کتاب رو ترجمه میکردم (این اولین کتابیه که بعد از مدتها واقعا ترجمه میکنم و تالیف یا ترجمه و تالیف نیست) دایما اون رو با پاکت پی سی مقایسه میکردم. حالا یه سری چیزهای کلی. به نظر من آیفون یه گوشی موبایله، همین. یه چیزی مثل نوکیا، موتورولا و ... با این تفاوت که نقصهای زیادی نسبت به اونها داره و در عوض یه امتیاز بزرگ داره. امتیاز بزرگش اینه که اینترفیس واقعا خوبی داره؛ چیزیه که روش زیاد کار کردن و حسابی به دل آدم میچسبه، در حدی که خیلی برنامهنویسها شروع کردن به تقلید کردن از اینترفیس اون برای پاکت پی سی و دستگاههای دیگه. حالا چرا میگم دستگاه کم امکاناتیه. بعضی از کمبودهای اون: - برای ما اهمیتی نداره، ولی به هر حال 3G نبودن برای کسایی که تو کشورهای عقب افتاده نیستند یه فاجعهس. - باز هم برای ما اهمیت نداره، ولی MMS نداشتن رو خیلیها نمیتونن درک کنن. این کمبود به تبصره داره که بعدا میگم. - دستگاهی که Copy و Paste (و چیزی مشابه اون) نداشته باشه، هیچوقت یه شبهه کامپیوتر یا مینی کامپیوتر نمیتونه به حساب بیاد، میاد؟ - محدودیتهای فایلی اون خیلی زیادن. خیلی از این محدودیتها رو کسایی که iPod دارن میشناسن و فکر کنم کسی که مدتی پاکت پیسی داشته باشه نتونه تحمل کنه. مثلا عکسی که از کامپیوتر توی دستگاه کپی شده باشه رو نمیتونی بدون کامپیوتر پاک کنی، حتما باید فایلها رو با iTunes کپی کنی، که اون هم البته کپی نیست… هر نوع فایل رو فقط با یه کامپیوتر میتونی کپی کنی، وگرنه باید قبلیاش پاک بشن، و خیلی چیزای دیگه. بعضی چیزا هم که جا افتادن، مثلا یادداشتها رو اصلا نمیشه کپی کردن تو کامپیوتر. - آفیس درست و حسابی نداره. PIMش هم خیلی خیلی ابتداییه و فقط appointment داره، نه task و بقیه چیزا. یعنی اصلا organizer خوبی نیست… تو این شرایط PDA گفتن به دستگاه هم راحت نیست. در کنار همه اینها، باید در نظر داشت که برنامهنویسی برای اون هزارتا اما و اگر داره. بهتره صبر کنیم و ببینیم چه اتفاقهایی میافته، ولی به نظر نمیاد که برنامهنویسها زیاد دستشون باز باشه تا بتونن کمبودها رو به طور کامل رفع کنن. اگه بخوام خیلی خلاصه Pocket PC و iPhone رو با هم مقایسه کنم، میتونم بگم که iPhone یه کاربر ساده و معمولی رو در نظر داشته و سعی کرده خیلی خوب نیازهاشو برطرف کنه، در حالی که مایکروسافت کاربر ایدهآل و حرفهای رو در نظر داشته، و چیزی تولید کرده که نیازهای اون آدم رو هم به شکلی که اصولی میدونسته شکل بده. نتیجه این دو این شده: کسی که نخواد با دستگاهش ور بره و دایما روش برنامه نصب کنه و کلا آدم کامپیوتری نباشه، آیفون براش به مراتب راحتتره. کسی که کامپیوتری باشه، آیفون براش زیاد از حد محدوده و بستر انعطاف پذیر پاکت پی سی رو ترجیح میده، و تو اون امکاناتی میگیره که کاربرای آیفون تصورش رو هم نمیکنن.
همین (: نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) Comment [1] [Link] تکمیل کتاب آیفون (iPhone) (132 days ago) همین الان کتاب آیفون تموم شد. یه راهنمای خیلی ساده برای کاربرای آیفونه. من فکر میکنم فروشش در حد متوسط باشه. به هر حال، کار من شده 260 صفحه که بعد از تکمیل صفحه بندی احتمالا 200 تا 220 صفحه میشه؛ یعنی کلا کتاب کوچیکیه. کتاب بعدی: Windows Home Server نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] کتاب iPhone (135 days ago) امروز تو چهارمین روزی که دارم رو کتاب کار میکنم، بیشتر از نصب کتاب ترجمه شد. یه اتفاق بود که تو این روزا کار تمام شرکتها به حد صفر رسیده بود و باعث شد که بتونم فقط به کتاب و یه کار دیگه برسم. احتمالا تا چند روز دیگه هم همین وضع ادامه پیدا میکنه و در نتیجه تا هفته دیگه این موقع کتاب تموم شده. کتاب بعدی، Windows Home Server هست. یه ویندوز سرور جدید که برای کارهای کوچیک طراحی شده و تازه هم به بازار اومده... بعد از ویستا. چیز جالبی به نظر میاد، احتمالا یکی برای خودم راه میندازم. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad) [Link] خواندن و نوشتن PDF (139 days ago) ممکنه این سوال به نظر خیلی آسون بیاد، Acrobat رو نصب میکنیم و باهاش میخونیم و مینویسیم. تاره اگه قرار باشه فقط بخونیمش که میتونیم از Acrobat Reader که رایگان هم هست و تقریبا برای هر سیستم عامل و گوشی موبایلی هم نوشته شده استفاده کنیم. وقتی آدم بیشتر با PDF درگیر میشه، ممکنه از این جواب خوشش نیاد. با اینکه Adobe شرکتی گنده با نرمافزارهای خیلی خوبه و مبتکر PDF هم بوده، واقعا نرمافزار بدی نوشته! کند و سنگین بودنش یه طرف، مشکلات زیادی که داره یه طرف. بعضی وقتا نمیشه درست نصبش کرد و اینجور موقعهاس که پدر آدم رو در میاره. وای به روزی که بعد از نصب یه مشکلی براش پیش بیاد، نه میشه درستش کرد و نه Uninstall. همه اینا باعث شد که به فکر جایگزین کردن این نرمافزار بیفتم. بعد از جستجوهای مختلف به اینها رسیدم:
* نوشتن PDF – بهترین نرمافزاری که برای این کار پیدا کردم، PDF Redirect هست. میتونین تا هر زمانی با نسخه مشترک نشده (رایگان) اون کار کنین و فقط بعضی امکاناتش فعال نیستن. از پس ساختن PDFهای گنده و سنگین هم خوب بر میاد. با ویستا هم مشکلی نداره. خیلی اینترفیس دلچسبی نداره، ولی بد هم نیست.
* خوندن PDF – این ماجرا از همه مهمتره. فرض کن گزارشت رو PDF میکنه و میفرستی اینور اونور تا مثلا یه فرمت جهانی باشه و همه بتونن بدون مشکل بخوننش. بعد میفهمی که به خاطر سنگین بودن زیاد از حدش، بیشتر دستگاها هنگ کردن و نتونستن بخوننش! برای شما زیاد اتفاق نیفتاده؟ شاید فکر کنین هیچوقت فایلهاتون اونقدر سنگین نمیشه، ولی کافیه بیست صفحه گانت پراجکت رو در شرایطی که رنگهای پسزمینه هم دارن خروجی PDF بگیرین. اونوقته که میفهمین منظورم از سنگین چیه. یه برنامهای که زیاد توصیه میشه، Foxit Reader هست. یه برنامه خیلی سبک و رایگان. ولی این نرمافزار دوتا مشکل داره؛ اول اینکه گاهی تو پرینت گیر میکنه و دیگه اینکه تو کلنجار رفتن یا فایلهای سنگین خیلی هم بهتر از Acrobat عمل نمیکنه. پریروز یه گزارش PDF از روی فایلهای مختلف ساخته بودم و میخواستم پرینتش کنم، به خاطر سنگین بودنش نمیتونستم! برای همین رفتم اینترنت رو زیر و رو کردم، آخر سر به برنامهای رسیدم که هنوز نمیتونم باور کنم انقدر سریعه: PDF-Xchange Viewer. نوشته شده توسط نادر خرمي راد (Nader Khorrami Rad)
اين وبلاگ توسط برنامه رايگان TextPattern ساخته شده است.
|
| [صفحه اصلي] | [رزومه كنترل پروژه] | [رزومه تاليف و ترجمه] | [تماس با نويسنده] | [معرفي نرم افزارها] | [معرفي منابع] | [معرفي سايتها] |